• شماره ركورد
    1373137
  • عنوان مقاله

    تحليل تكوينِ ميدانِ توليدِ درامِ ايران پيش از انقلاب مشروطه و نقش ميرزاآقا تبريزي در ساخت‌يابيِ آن

  • پديد آورندگان

    مرادويسي ، حميد دانشگاه تربيت مدرس - دانشكده ي هنرومعماري , باقري ، فارس دانشگاه تربيت مدرس - دانشكدۀ هنر و معماري - گروه آموزشي تئاتر

  • از صفحه
    95
  • تا صفحه
    110
  • كليدواژه
    هومولوژي , ميدان توليد درام , پير بورديو , ميرزا فتحعلي آخوندزاده , ميرزاآقا تبريزي
  • چكيده فارسي
    تصور رايج، سرآغاز ادبيات نوين ايران را معطوف به نهضت‌مشروطه دانسته است و شكوفايي آن را هم‌زمان با سال 1300 خورشيدي درنظر مي‌گيرد. اما مي‌توان جريان نوگرايي ادبيات ايران را پيامد منطقي ادبيات اصلاح‌گراي سال‌هاي پيش از انقلاب‌مشروطه دانست. چراكه ريشه‌هاي نظم‌ونثر فارسي دوره‌ي مشروطيت را بايد در آثار نويسندگاني همچون ميرزا فتحعلي آخوندزاده، ميرزا مَلكُم خان، ميرزاآقا تبريزي جست‌وجو كرد. اما برخلاف تصور رايج، نمي‌توان شكل‌گيري اين جريان نوگرا را به اراده‌هاي شخصي و دستاورد روشنفكران نام‌برده فروكاست. بي‌شك در درون تحولات اجتماعي، جريان‌هاي ناپيداي ادبي‌ نيز وجود داشته است كه در نوعي رابطه‌ي هومولوژيك، امكان اين دگرديسي‌ها را به‌واسطه‌ي اراده‌هاي فردي فراهم كرده‌اند.اين مقاله مي‌كوشد با تكيه‌بر نظريه‌ي ساختارگرايي تكويني پير بورديو، فهم منطقي و مستدلي از شكل‌گيري و ساختار ميدان توليد ادبي ايران در دوره‌ي پيشامشروطه به‌دست آورد. نيز در پي تبيين اين امر است كه چگونه قطب‌هاي دوگانه‌ي مستقل و وابسته‌ي اين ميدان، در رابطه‌اي هومولوژيك با ساير ميدان‌هاي اجتماعي- به‌ويژه ميدان قدرت- درون ميدان توليد نمايشنامه/ درام، تكوين مي‌يابند. نتيجه‌ي اين مقاله، گوياي شكل‌گيري ميدان توليد درام ايران با حضور ميرزافتحعلي آخوندزاده است كه با كنش ادبي ميرزاآقا تبريزي ساخت مي‌يابد. پيامد اين ساخت‌يابي، استقرار ميرزاآقا تبريزي در قطب مستقل ميدان توليد درام ايران است كه در تقابل با قطب وابسته تعريف مي‌شود كه محل حضور ميرزافتحعلي آخوندزاده در اين ميدان است. مواضع اين نويسندگان، پيامد موضع‌گيري آنان محسوب مي‌شود كه به شكل كنش ادبي تجلي يافته است. اين مقاله همچنين در پي تبيين و توضيح چرايي بهره‌گيري ميرزاآقا تبريزي از قراردادهاي اجرايي نمايش ايراني در نمايشنامه‌هاي او است كه برپايه‌ي نظريه‌ي كنش بورديو قابل‌تبيين است. چنان‌كه به‌زعم بورديو، كنش همواره در جايي ميان آگاهي و ناآگاهي واقع مي‌شود كه با تكيه‌بر مفاهيم عادت‌واره و ميدان قابل‌بيان است.اين مقاله از روشي توصيفي- تحليلي براي فهم داده‌هاي تاريخي پژوهش بهره برده است و بنيان تحليل داده‌ها نيز بر چهارچوب نظري منتج از آراي پير بورديو، جامعه‌شناس فرانسوي، بنا نهاده شده است.
  • عنوان نشريه
    نامه هنرهاي نمايشي و موسيقي
  • عنوان نشريه
    نامه هنرهاي نمايشي و موسيقي