• شماره ركورد
    1373199
  • عنوان مقاله

    نمودهاي پرسونا در صانع الحب اثر احسان عبدالقدوس بر پايه نظريه گوستاو يونگ

  • پديد آورندگان

    شمس‌آبادي ، حسين دانشگاه حكيم سبزواري - گروه زبان و ادبيات عربي , حسيني ، عليرضا دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين - گروه زبان و ادبيات عربي , فيضي ، رفعت دانشگاه كوثر بجنورد , دهقاني ، سحر دانشگاه حكيم سبزواري

  • از صفحه
    140
  • تا صفحه
    157
  • كليدواژه
    يونگ , پرسونا , عبدالقدوس , صانع الحب
  • چكيده فارسي
    پرسونا واسطه اي ميان شخص و ديگران در اجتماع است. در حقيقت پرسونا در قالب ماسكي است كه شخص به چهره مي زند تا به صورت موجه در جامعه ظاهر شود. رد پاي پرسونا را مي توان در داستان ها ديد. به عنوان مثال، مجموعه صانع الحب در نگاهي كلي به‌سان آيينه‌اي تمام‌نما از زندگي روزمره افراد و احساسات آن‌ها بوده كه به‌گونه‌اي روزنامه وار نگاشته شده است. بررسي اين اثر از منظر پرسونا يونگ، باهدف شناخت بيشتر از احساسات واقعي اشخاص و نحوه برخورد درست با آن‌ها در اجتماع صورت گرفته است. از آن حيث كه يكي از برجسته ترين عناصر داستاني در اين مجموعه، پرسوناي شخصيتي است، لذا تلاش شده تا با روش توصيفي - تحليلي، جنبه هاي پرسوناي مجموعه داستان هاي اين اثر مورد كندوكاو قرار گيرد. نتايج پژوهش حاكي از اين است كه بيشترين نقابي كه شخصيت‌هاي صانع الحب در روابط اجتماعي خود از آن بهره جسته‌اند پرسوناي لبخند است كه در موقعيت‌هاي مختلف براي پنهان كردن منِ واقعي بر چهره شخصيت‌ها قرار گرفته است. در جايگاه دوم نقاب خونسردي و يا بي‌تفاوتي بوده كه مختص عبدالقدوس است و نقاب‌هاي ديگري چون دانايي، نقاب دروغين باكرگي، بي‌خبري، ثروتمند بودن، محبوبيت، قدرت و قهرمان را در داستان مي‌توان ديد. همچنين در نقاب‌هاي مستخرج تنها يك نقاب به‌عنوان نقابي منفي ديده شد و مابقي نقاب‌ها، همه نقاب‌هايي مثبت بودند كه در زمان مناسب، نقاب متناسب باهدف انتخاب‌شده و فرد از انتخاب آن اطلاع كامل داشته و در ادامه داستان آن نقاب را از چهره برداشته است.
  • عنوان نشريه
    نقد ادب معاصر عربي
  • عنوان نشريه
    نقد ادب معاصر عربي