شماره ركورد
1374486
عنوان مقاله
رويكرد زيباشناسانه به اسباببازي به عنوان عنصر كيچ در هنر معاصر
پديد آورندگان
خندابي ، سارا دانشگاه الزهرا , افضل طوسي ، عفت السادات دانشگاه الزهرا - دانشكده هنر - گروه پژوهش هنر , دادور ، ابوالقاسم دانشگاه الزهرا - دانشكده هنر - گروه پژوهش هنر
از صفحه
173
تا صفحه
187
كليدواژه
اسباببازي , كيچ , زيباييشناسي , هنر معاصر
چكيده فارسي
در سدهي بيست و يكم، با گسترش حضور اسباببازي در هنرهاي زيبا مواجهايم. اين آثار با ظاهر چشمنواز خود، جهاني شادمانه و رنگارنگ را پيشروي مخاطب قرار ميدهند. اسباببازي به عنوان كالاي مصرفي جذاب، به دليل زبان جهاني خود، بار احساسي زياد و حس بازيگوشانهاي كه القا ميكند با برخي از تعاريف كلي كيچ مطابقت دارد. با ظهور انديشههاي پستمدرنيستي در دهههاي 1960 و 1970، مرزبندي بين هنر والا و كيچ به هم ريخت و مباحث نظري پيرامون كيچ تغيير يافت. اين نوشتار در صدد پاسخ-گويي به اين پرسشهاي پژوهشي است كه چگونه ميتوان ورود اسباببازي به حوزهي هنرهاي زيبا را بر اساس رويكردهاي معاصر دربارهي كيچ تبيين و توجيه كرد؟ و هنر معاصر چگونه از اسباببازي در جهت تبيين زيباييشناسي نوين استفاده مينمايد؟ اين پژوهش، به لحاظ هدف پژوهشي بنيادين و بر اساس روش پژوهشي توصيفي ـ تحليلي است. در گردآوري دادهها از روش كتابخانه-اي استفاده شده است. با توجه به نتايج به دست آمده، برخي رويكردهاي معاصر، كيچ را تسكيندهندهي حس عدم امنيت هستي-شناختي در دنيايي پر از انتخابها و مخاطرات فراوان تعبير ميكنند. حسِ امنيت هستيشناختي و تسكيندهندگي كه كيچ القا ميكند، با حسِ گريز از واقعيت ، برانگيختهشدن احساس شادماني و غرق شدن در دنياي رنگارنگ كودكانه كه اسباببازيها فراخواني ميكنند، اشتراك زيادي دارد. هنر رنگارنگ و كودكانهي معاصر، مخاطب را در فضايي قرار ميدهد كه بيش از كنكاشهاي فكري- فلسفي عميق، آرامش و شادماني كودكانه را تجربه كند. همچنين هنرمند به روشهاي مختلف از اسباببازي (عنصر كيچ) آشناييزدايي ميكند و باعث ورودش به گفتمانهاي جديد ميشود.
عنوان نشريه
مباني نظري هنرهاي تجسمي
عنوان نشريه
مباني نظري هنرهاي تجسمي
لينک به اين مدرک