• شماره ركورد
    1375645
  • عنوان مقاله

    نقد و تحليل اكوسايكولوژي در رمان جاي خالي سلوچ محمود دولت‌آبادي با نگاهي به نظريه‌ي ساختار شخصيت فرويد

  • پديد آورندگان

    حيات داوودي ، فاطمه دانشگاه شهيد چمران اهواز , حسن زاده نيري ، محمدحسن دانشگاه علامه طباطبايي , آبشيريني ، اسد دانشگاه شهيد چمران اهواز

  • از صفحه
    217
  • تا صفحه
    235
  • كليدواژه
    اكوسايكولوژي , جاي خالي سلوچ , نهاد , خود , فراخود
  • چكيده فارسي
    اكوسايكولوژي به مطالعه‌ي روان انسان در رابطه با محيط زيست مي‌پردازد. رواني كه بر اساس نظريه‌ي ساختار شخصيّت فرويد محصول ارتباط متقابل، متعامل و متعارض سه عامل نهاد (Id)، خود (ego) و فراخود (superego) است. البته اكوسايكولوژي در ‌آن‌جا كه به وارد كردن خدا در جهان‌بيني فرد اهميت مي‌دهد در تقابل با آراء فرويد قرار مي‌گيرد. حال ما با روشي توصيفي تحليلي به اين سؤال خواهيم پرداخت كه طبيعت بر روح و روان و نوع رفتار و كنش‌هاي افراد جامعه‌ي داستاني جاي خالي سلوچ دولت‌آبادي چه تأثيري داشته است؟ تا سلطه‌ي عقل را كه چنين بحران‌هايي در ساختار شخصيّتي خانواده‌ي سلوچ رقم زده و باعث شده تعادل ايگوي آن‌ها بر هم بخورد، نشان دهيم. نتايج پژوهش بيانگر اين است كه سلطه‌ي عقل در اين رمان با مكانيزه كردن كشاورزي توسط ميرزا حسن بدون توجه به سازگاري با محيط و افراد آن سلوچ را با تكانش‌هاي آشوبناك نهاد ، مرگان را با سوگواري و ماخوليا، ابراو را با ناتواني ايگو ي وي در تعادل برقرار كردن بين نهاد ، فراخود و جهان بيروني، عباس را با اختلال شخصيّت ضد اجتماعي و هاجر را با اختلال شخصّيت وابسته مواجه كرده است. سلطه‌ي عقل چون بدون توجه به تاب‌آوري محيط و افراد آن منطقه به كار گرفته شده، تعادل ايگوي شخصيّت‌هاي رمان را به هم زده و آنان را دچار اختلالاتي در شخصيّت كرده است كه علت چنين اختلالاتي را مي‌توان در عدم مشاركت عاطفي ناخودآگاه شخصيّت‌هاي رمان با پديده‌هاي طبيعي به تأثيرپذيري از جهان سرمايه‌داري و اومانيسم عصر روشنگري ديد.
  • عنوان نشريه
    زبان و ادب فارسي-دانشگاه تبريز
  • عنوان نشريه
    زبان و ادب فارسي-دانشگاه تبريز