• شماره ركورد
    1379288
  • عنوان مقاله

    سبك‌ شناسي گفتمانِ خطبه 42 نهج‌البلاغه بر مبناي نظريه نقش ‌گراي هليدي

  • پديد آورندگان

    حسيني ، عبداللّه دانشگاه خوارزمي - دانشكده ادبيات - گروه زبان و ادبيات عربي , ناعمي ، زهره دانشگاه خوارزمي - دانشكده ادبيات - گروه زبان و ادبيات عربي , اطهري نيا ، مريم دانشگاه خوارزمي - دانشكده ادبيات

  • از صفحه
    73
  • تا صفحه
    95
  • كليدواژه
    نهج‌البلاغه , خطبۀ 42 , نظريه نقش ‌گرا , فرانقش انديشگاني , فرانقش متني
  • چكيده فارسي
    نظريۀ نقش‌ گراي هليدي، از مهم‌ترين نظريات زبان ‌شناسي متن است كه به شكل ‌گيري زبان و بافت متن توجه دارد و اساس آن را سه فرانقش؛ انديشگاني، بينافردي و متني تشكيل مي دهد. اين نظريه، الگوي مناسبي جهت سبك‌شناسي گفتمانِ متن به شمار مي‌رود و در پرتو آن مي‌توان به مطالعۀ همه جنبه‌هاي سبكِ گفتمان نويسنده پي برد. پژوهش حاضر به روش تحليلي و با رويكرد زبان‌شناسي نقش‌گرا، خطبۀ 42 نهج‌البلاغه را به‌منظور دست‌يابي به سبك گفتمان امام (ع) و درك عميق‌تر ظرافت‌ها و ارزش‌هاي پنهان موجود در خطبه، بر مبناي دو فرانقش انديشگاني و متني مورد بررسي قرار داد و به اين نتايج دست يافت كه ميزان استفاده امام(ع) از انواع فرايندها، هماهنگ با محتواي خطبه است و به دليل مضمون خطبه كه مربوط به امور ذهني چون؛ اطاعت از هواي نفس و آرزوهاي طولاني، شناساندن مهم‌ترين تفاوت ميان دنيا و آخرت و... است، فرايند ذهني (0.050) و رابطه اي (0.031.25) بيشترين نقش را در شكل‌دهي گفتمان خطبه دارند. از نظر فرانقش متني هم امام (ع) با كاربرد عوامل ساختاري آغازگر مركب (0.088)، نشاندار (0.075)، ساخت اطلاعاتي نو و كهنه (0.050) مفاهيم خطبه را گسترش داده و با به‌كارگيري شگردهاي عوامل غير ساختاري؛ انسجام دستوري (ارجاع و حذف)، پيوندي (ارتباط اضافي و سببي) و واژگاني (تكرار و با هم‌آيي)، سبب ايجاد ارتباط منسجم ميان‌بندهاي مختلف خطبه گشته است. در واقع امام(ع) سبك گفتماني خطبه را با توجه به بافت موقعيتي و شناختي كه نسبت به مخاطبانش داشته، بنا نهاده تا از غرور و غفلت و حس دنياطلبي آنان بعد از پيروزي، جلوگيري كند.
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه نهج البلاغه
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه نهج البلاغه