شماره ركورد
1379652
عنوان مقاله
از ناصري تا اهواز؛ بازخواني تجربۀ تجدد در يك شهر ايراني عصر قاجار
پديد آورندگان
مجتهدزاده ، روح اله دانشگاه شهيد چمران - دانشكده عمران و معماري , رستم پور ، كاوه دانشگاه شهيد چمران - دانشكده عمران و معماري , مقصودي ، امين دانشگاه تهران، دانشكدگان هنرهاي زيبا - دانشكده معماري
از صفحه
109
تا صفحه
128
كليدواژه
اهواز , ناصري , تجدد , عصر قاجار , شهرسازي معاصر ايران
چكيده فارسي
هرچند بيش از صد سال از ظهور پديدۀ «تجدد» يا مدرنيته در شهرسازي ايراني ميگذرد، پژوهش دربارۀ نسبت تجدد و شهرسازي در ايران معاصر، قدمتي حدوداً سيساله دارد. اين پژوهشها حوزۀ مطالعاتي «تاريخ معماري و شهرسازي معاصر ايران» را رقم زده است كه البته نقايصي نيز دارد. «تهرانمحوري» بيش از حد پژوهشها و «كم شمردن تحولات عصر قاجار» ازجمله نقايص اين حوزه است كه به ناديده يا دستكم شمردن بخشي از ميراث معماري و شهرسازي معاصر ايران انجاميده. يكي از راههاي مقابله با اين نقايص پرداختن به جريان تجدد شهري در نقاط دور از مركز يا بهاصطلاح «مناطق پيراموني» در ايران معاصر است. در اين راستا مقالۀ حاضر به شهر اهواز، بهعنوان يكي ميراثهاي كمترشناختۀ شهرسازي معاصر ايران ميپردازد. هرچند اهواز از شهرهاي قديم ايران است، پس از ويراني شهر كهن در قرون چهارم-پنجم هجري، تولد و توسعۀ دوباره اين شهر در عصر قاجار رخ داد. در اين زمان و با احياي كشتيراني بر كارون، قاجاريان به انديشه تأسيس بندري در حوالي اهواز كهن افتادند كه هستۀ باززايي اهواز نوين شد. مقالۀ حاضر به بررسي تجربۀ اين باززايي و نسبت آن با پديدۀ تجدد ميپردازد. روش تحقيق مقاله حاضر تفسيري-تاريخي و مهمترين منابع آن مجموعهاي اسناد متني و نقشههاي ترسيمي از سالهاي آغازين تأسيس شهر است كه سعي گرديده با استفاده از آنها روايتي دستاول از فرايند پيدايش و توسعۀ اوليۀ اهواز نوين به دست داده شود. روايت حاضر نشان ميدهد اهواز را بهواقع بايد يكي از نمادهاي تجدد شهري در ايران معاصر دانست. همچنين اين بررسي نشان ميدهد تجدد شهري در اهواز بيش از آنكه با نشانههاي نوعي تجدد تقليدي يا بروننگر ـ كه اغلب از ويژگيهاي تجدد شهري در عصر قاجار و شهرسازي معاصر ايران شمرده ميشود ـ همسويي داشته باشد، با معيارهاي تجدد خودجوش يا درونزا نزديكي نشان ميدهد.
عنوان نشريه
مطالعات معماري ايران
عنوان نشريه
مطالعات معماري ايران
لينک به اين مدرک