• شماره ركورد
    1379854
  • عنوان مقاله

    پدري كه نه مرده است نه زنده؛ تحليل جايگاه پدر نمادين در داستان‌هاي چوب خشك بلوط و حصار و سگ‌هاي پدرم

  • پديد آورندگان

    شالچيان ناظر ، توحيد دانشگاه علّامه طباطبائي

  • از صفحه
    133
  • تا صفحه
    160
  • كليدواژه
    لكان , محمود دولت‌آبادي , شيرزاد حسن , چوب خشك بلوط , حصار و سگ‌هاي پدرم
  • چكيده فارسي
    «پدركشي» از اسطوره‌هايي است كه در دانش روانكاوي فرويد و به‌ تبع آن لكان به آن توجه شده و از آن به ‌ويژه با عنوان «عقدۀ اديپ» ياد مي‌شود. به سبب اين‌كه نويسندگان داستان‌نويس نيز به اسطوره‌هاي گوناگون توجه ويژه‌اي داشته‌اند، به بازتاب آنها در آثار داستاني برمي­خوريم. اسطورۀ پدركشي نيز از اين امر مستثني نيست. در اين پژوهش با استفاده از روش تحليل كيفي و كمّي و با تكيه بر آموزه‌هاي روانكاوانۀ لكان كوشيده‌ايم، ابتدا تفوق دال بر مدلول را به ‌ميانجي نمونه‌هايي از داستان چوب خشك بلوط و حصار و سگ‌هاي پدرم و در وهلۀ بعد، حضور قوي‌تر پدر نمادين از پدر فيزيكي و طبيعي را در داستان‌هاي مذكور نشان دهيم. قراين به ‌دست ‌آمده نشان مي‌دهد: 1- تكه به ‌سبب حفاظت از نام پدر سوژۀ منحرف و فرزندان پيربابا به‌ سبب آرزوي نابودي و رهاكردن پدر، داراي سوژۀ وسواسي هستند. نيز پسر ارشد خانواده به ‌سبب قتل پدر سوژۀ وسواسي و پدر به ‌سبب حفاظت از قانون يا ميل پدر، نخستين سوژۀ منحرف است. 2- فرزندان پيربابا و پسر ارشد خانواده گمان مي‌كنند با كشته ‌شدن پدر، به آزادي مي‌رسند، غافل از آن‌كه با حذف دال، دال ديگري جايگزين پدر فيزيكي مي‌شود و آن دال از نام پدر محافظت مي‌كند. 3- اعضاي درون حصار، آزادي به ‌مثابۀ ژوئيسانس را زماني تجربه كرده‌ بودند كه به گفتۀ راوي به‌صورت «دزدكي»، يعني دور از نگاه خيره، از ميل ديگري بزرگ تخطي نموده بودند.
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه ادبيات كردي
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه ادبيات كردي