• شماره ركورد
    1379966
  • عنوان مقاله

    تاثيرسبك هاي دلبستگي و ناگويي هيجاني بر پريشاني روانشناختي با ميانجيگري ذهني سازي در پرستاران

  • پديد آورندگان

    ايليايي فر ، گوهر تاج دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار , حاجي باقري ، سارا دانشگاه آزاد اسلامي واحد آشتيان , فرجامي ، مريم دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات البرز , انوشه ، فريبا دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار

  • از صفحه
    64
  • تا صفحه
    77
  • كليدواژه
    پريشاني روانشناختي , پرستاران , ذهني سازي , سبك هاي دلبستگي , ناگويي هيجاني
  • چكيده فارسي
    مقدمه: بهداشت و سلامت رواني كادر درمان يكي از نيازهاي اجتماعي است، زيرا مراقبت از بيماران مستلزم داشتن نيروي درماني است كه از حيث بهداشت رواني و جسماني در وضعيت مطلوبي قرار داشته باشند. از اين رو، پژوهش حاضر با هدف بررسي تاثير سبك هاي دلبستگي و ناگويي هيجاني بر پريشاني روانشناختي با ميانجيگري ذهني سازي در پرستاران انجام شد. روش كار: پژوهش حاضر توصيفي- همبستگي از نوع معادلات ساختاري است. جامعه پژوهش شامل تمامي پرستاران مشغول به كار در بيمارستان ها و مراكز درماني شهر تهران در سال 1402 بودند كه از ميان آنها 210 نفر به روش نمونه گيري دردسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوري داده ها از پرسشنامه سبك هاي دلبستگي بزرگسالان، پرسشنامه كاركرد تأملي، مقياس ناگويي هيجاني تورنتو و پرسشنامه پريشاني روان‌شناختي كسلر استفاده شد. براي تحليل داده‌ها از همبستگي پيرسون، مدل‌يابي معادلات ساختاري و از نرافزار SPSS-26 وAMOS-24  استفاده شد.يافته ها: يافته ها حاكي از برازش مدل مفروض است. اثر مستقيم دلبستگي ايمن (4.04- T= ،0.28- = β) و ذهني سازي (مولفه اطمينان) (2.93- T= ،0.26- = β) بر پريشاني روانشناختي معنادار و منفي بود. همچنين مسير مستقيم دلبستگي ناايمن دوسوگرا (3.63 T= ،0.38 = β)، دلبستگي ناايمن اجتنابي (6.24 T= ،0.32 = β)، ناگويي هيجاني (10.80 T= ،0.44 = β) و  ذهني سازي ( مولفه عدم اطمينان) (4.04 T= ،0.45 = β) بر پريشاني روانشناختي معنادار و مثبت بود. تجزيه و تحليل يافته هاي پژوهش حاكي از  نقش ميانجي ذهني سازي  در رابطه بين سبك هاي دلبستگي و ناگويي هيجاني با  پريشاني روانشناختي بود. نتايج همچنين نشان داد كه متغيرهاي پژوهش در مجموع 78 درصد از واريانس پريشاني روانشناختي را تبيين كردند.نتيجه گيري: براساس يافته هاي اين پژوهش مي توان نتيجه گيري كرد كه يكي از سازه هاي مهم كه از طريق روابط بين فردي در دوران كودكي به خصوص روابط دلبستگي بدست مي آيد، ظرفيت ذهني سازي است. مراقباني كه دلبستگي ايمن ايجاد مي كنند، معمولاً ظرفيت خوبي براي ذهني سازي دارند. از سويي ديگر، بهبود ظرفيت ذهني‌سازي، كاهش استرس بين‌فردي و افزايش اطمينان در نتيجه روابط دلبسته ايمن موجب مي‌شود كه افراد در شرايط استرس‌ زا از مكانيسم‌هاي پخته‌تر استفاده كنند؛ لذا وجود ظرفيت ذهني‌سازي، بعدها تاب‌آوري افراد را بالا برده و آنها را در برابر پريشاني‌هاي روان‌شناختي از جمله افسردگي محافظت مي‌نمايد.
  • عنوان نشريه
    مديريت پرستاري
  • عنوان نشريه
    مديريت پرستاري