شماره ركورد
1380594
عنوان مقاله
مقايسه الگوريتم هاي Bioclim، MaxNet و MaxEnt در پيش بيني پراكنش كبك دري خزري (Tetraogallus caspius) در ايران
پديد آورندگان
مرادي ، مرضيه دانشگاه شهركرد - دانشكدۀ منابع طبيعي و علوم زمين - گروه مهندسي محيط زيست , اشرف زاده ، محمدرضا دانشگاه شهركرد - دانشكدۀ منابع طبيعي و علوم زمين - گروه مهندسي محيط زيست , نقي پور ، علي اصغر دانشگاه شهركرد - دانشكدۀ منابع طبيعي و علوم زمين - گروه مهندسي طبيعت
از صفحه
163
تا صفحه
174
كليدواژه
آشيان بومشناختي , مدل سازي پراكنش گونهاي , والاس ,
چكيده فارسي
شناخت الگوهاي حضور مكاني گونهها و وابستگي محيطي آنها يكي از اهداف اساسي در بومشناسي و تكامل است. در حال حاضر، بستههاي نرمافزاري متعددي براي مدلسازي آشيان بومشناختي گونهها وجود دارد. بسته نرمافزاري والاس، بهعنوان ابزاري در دسترس براي محققان و متخصصان حفاظت طراحي شده است و بهعنوان يك منبع ايدهآل براي آموزش معرفي شده است. در پژوهش حاضر، با استفاده از 262 داده حضور كبك دري خزري و 12 متغير محيطي و انساني و در چهارچوب يك رويكرد مقايسهاي سه مدل Bioclim، MaxNet و MaxEnt، تحت بسته نرمافزاري والاس، پراكنش جغرافيايي كبك دري خزري در ايران مدلسازي شد. در هر سه مدل، مقدار عددي AUC عالي (0/96 ) برآورد شد. بر اساس نتايج حاصل از سه مدل، حدود 4/6 تا 5/5 درصد از سطح كشور ميتواند بهعنوان زيستگاه مطلوب كبك دري خزري در نظر گرفته شود. بر اين اساس، ارتفاعات كپهداغ، البرز، زاگرس، آذربايجان و قفقاز از اهميت زيستگاهي بالايي براي كبك دري خزري برخوردار هستند. متغيرهاي ناهمواري سطح زمين (36/8درصد)، ارتفاع (20/9درصد)، همدمايي (18/6درصد) و بارش ساليانه (9/1 درصد) بيشترين اهميت را در مدلسازي نشان دادند. بررسيهاي پژوهش حاضر، علاوه بر اهميت استفاده از الگوريتمهاي مختلف در مدلسازيهاي پراكنش گونهاي، بر اهميت استفاده از طيفي از متغيرها شامل توپوگرافي، پوشش گياهي، منابع غذايي، اقليم، گونههاي همزيست، رقابت و عوامل انساني در مدلسازي پراكنش كبك دري خزري تأكيد دارد.
عنوان نشريه
محيط زيست طبيعي
عنوان نشريه
محيط زيست طبيعي
لينک به اين مدرک