شماره ركورد
1381881
عنوان مقاله
سوژهگي: آگاهي، تاريخ و فرهنگ
پديد آورندگان
گلابي ، فاطمه دانشگاه تبريز - دانشكده حقوق و علوم اجتماعي - گروه علوم اجتماعي , مسگرزاده ، سجاد دانشگاه تبريز - دانشكده حقوق و علوم اجتماعي - گروه علوم اجتماعي
از صفحه
1
تا صفحه
16
كليدواژه
سوژهگي , آگاهي , دازاين , اخلاق , ايدئولوژي
چكيده فارسي
مفهوم سوژهگي و ورود آن به انديشه فلسفي و اجتماعي يكي از تحولاتي است كه رنسانس با خود به همراه آورد، تحولي كه طي آن سوژهگي، به مثابه مبناي آگاهي و كنش به يكي از مسائل مورد مناقشه در بين نظريهپردازان فلسفه و علوم اجتماعي تبديل شد. از اين منظر، رويكردهاي گوناگون به سوژهگي، از حيث پرداخت به موضوعاتي نظير آزادي و اراده، آگاهي، انقياد، ساخت خود، بودن، هستي، ايدئولوژي و ساخت اجتماعي، جزو مجادله برانگيزترين نظريه هاي جامعهشناختي و انتقادي عصر حاضر بوده اند. روش اين پژوهش از نوع توصيفي تحليلي مي باشد. گردآوري مطالب به شيوه اسنادي بوده است و در اين راستا از كتب، مقالات و متون مختلف نظري استفاده شده است. مطالعه حاضر در پاسخ به مسئله مناقشه برانگيز سوژه گي انجام شده است. بر اين مبنا مي توان رويكردها و نظريههاي مرتبط با سوژهگي را در قالب سه الگوي كلي طبقهبندي كرد: 1-الگوي كلاسيك و وجودي، 2-الگوي بودن و 3-الگوي تجويزي. بر اساس اين سه الگو مبناي اقدامات و آگاهي سوژه در طيفي بين «منِ مطلق» تا «انقياد و كنترل مطلق» قرار ميگيرند. نظريههاي كلاسيك و وجودگرا در سمت منِ مطلق قرار دارند. اما با ظهور هگل رويكردهاي مرتبط با سوژهگي از منِ مطلق و سوژه مسئول فاصله ميگيرند. در واقع، نظريه هگل به عنوان يك نظريه ميانسوژهگي نقطه آغاز و زمينهساز شكل گيري حركت به سمت الگوهاي بودن و تجويزي قرن بيستمي در ارتباط با سوژهگي است.
عنوان نشريه
جامعه شناسي فرهنگ و هنر
عنوان نشريه
جامعه شناسي فرهنگ و هنر
لينک به اين مدرک