• شماره ركورد
    1381999
  • عنوان مقاله

    بررسي اثربخشي آموزش مبتني بر ذهني‌سازي و مثبت‌انديشي بر باورهاي مطلوب والدين داراي فرزند مبتلا به اوتيسم

  • پديد آورندگان

    عظيمي ، شهرزاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات , صابري ، هايده دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن - گروه روانشناسي , باقري ، فريبرز دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات - گروه روانشناسي

  • از صفحه
    2187
  • تا صفحه
    2206
  • كليدواژه
    آموزش مبتني بر ذهني‌سازي و مثبت انديشي , باورهاي مطلوب , والدين داراي فرزند مبتلا به اوتيسم
  • چكيده فارسي
    زمينه: اختلال اوتيسم افزون بر آن كه كودك را از مسير رشد طبيعي خود خارج مي‌كند، نظام خانواده و در رأس آن والدين را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. از نظر باليني مشخص شده است كه اين دسته از والدين اغلب باورهايي را حفظ مي‌كنند كه ممكن است بر تعاملات والدين-كودك و حتي پيش‌آگهي‌هاي كودكان تأثير بگذارد، به همين دليل يكي از متغيرهاي مورد توجه در رابطه با والدين داراي كودكان مبتلا به اوتيسم، داشتن باورهاي مطلوب است. در مورد اثربخشي بستۀ تلفيقي ذهني‌سازي و مثبت نگري بر باورهاي مطلوب در والدين داراي فرزند مبتلا به اوتيسم، شكاف پژوهشي وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسي اثربخشي آموزش مبتني بر ذهني‌سازي و مثبت‌انديشي بر باورهاي مطلوب والدين داراي فرزند مبتلا به اوتيسم انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، نيمه آزمايشي از نوع پيش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه گواه و پيگيري سه ماهه بود. جامعۀ آماري پژوهش شامل تمامي والدين داراي كودك مبتلا به اوتيسم در انجمن اوتيسم و مدارس اوتيسم شهرهاي تهران، كرج، شهريار و هشتگرد در سال 1401 بود. با استفاده از روش نمونه‌گيري در دسترس، نمونۀ آماري پژوهش شامل 32 نفر از والدين داراي فرزند مبتلا به اوتيسم انتخاب شده و به طور تصادفي در دو گروه 16 نفري آزمايش و گواه قرار گرفتند. براي جمع‌آوري اطلاعات از پرسشنامۀ باورهاي مطلوب (برايانت، 2003) استفاده شد و بستۀ آموزشي مبتني بر ذهني‌سازي و مثبت انديشي (محقق ساخته) در 12 جلسۀ 120 دقيقه‌اي براي گروه آزمايش برگزار شد. تجزيه و تحليل داده‌ها نيز با روش تحليل واريانس با اندازه‌گيري مكرر با استفاده از نرم‌افزار SPSS-25 انجام شد. يافته ها: نتايج پژوهش حاضر نشان داد، آموزش مبتني بر ذهني‌سازي و مثبتانديشي باعث شده تا ميانگين نمرۀ كل و مؤلفه‌هاي باورهاي مطلوب والدين داراي فرزند مبتلا به اوتيسم در مراحل پس‌آزمون و پيگيري در مقايسه با مرحلۀ پيش‌آزمون افزايش يابد (0/001 P ). همچنين روند تغييرات ناشي از آموزش مذكور بر نمرۀ كل و مؤلفه‌هاي باورهاي مطلوب (گروه آزمايش) بعد از گذشت سه ماه از اتمام دوره آموزشي، هم‌چنان پابرجا مانده بود (0/001 P). نتيجه‌گيري: با توجه به يافته‌هاي به دست آمده، به نظر مي‌رسد آموزش‌هاي ذهني‌سازي و مثبت ‌انديشي در پژوهش حاضر با رشد ظرفيت تأمل بر حالات ذهني، بستر لازم را براي رشد باورهاي مطلوب و مؤلفه‌هاي آن يا به عبارتي لذت بردن به آگاهي از تجارب مثبت و تقويت هيجانات مثبت ناشي از آن تجارب را فراهم مي‌سازند.
  • عنوان نشريه
    علوم روانشناختي
  • عنوان نشريه
    علوم روانشناختي