• شماره ركورد
    1382966
  • عنوان مقاله

    واكنش اكولوژيك به آتش‌سوزي‌ سطحي در چهار جامعه گياهي در دامنه‌هاي شرقي كوه آرارات كوچك

  • پديد آورندگان

    اميني ، سعيد دانشگاه شهركرد - دانشكدۀ منابع طبيعي و علوم زمين - گروه علوم جنگل , سلطاني ، علي دانشگاه شهركرد - دانشكدۀ منابع طبيعي و علوم زمين - گروه علوم جنگل , عباسي ، مژگان دانشگاه شهركرد - دانشكدۀ منابع طبيعي و علوم زمين - گروه علوم جنگل

  • از صفحه
    49
  • تا صفحه
    69
  • كليدواژه
    بوم‌سازگان‌هاي نيمه‌خشك , پويايي پوشش گياهي , تاب‌آوري اكولوژيك , چراي دام , مقاومت اكولوژيك
  • چكيده فارسي
    سابقه و هدفبيشتر آتش‌‌سوزي‌هاي سطحي در مناطق طبيعي ايران، انسان ساز و عمدي و اغلب قبل از فصل بارندگي و يا در اوج گرما با هدف كاهش زيتوده روي زميني و تغيير كاربري زمين شعله‌ور مي‌شوند. اكوسيستم‌هاي مختلف واكنشهاي متفاوتي را به آتش‌سوزي هاي سطحي نشان مي‌دهند. تحقيق حاضر به بررسي توانايي و رفتار مقاومت و تاب‌آوري اكولوژيكي در مقابل آتش سطحي در چهار جامعه گياهي درختچه‌زار و جنگلي كه در امتداد يك گراديانت ارتفاعي قرار گرفته‌اند، مي‌پردازد. بعلاوه، اين مطالعه به درك اينكه چگونه تنش چرا بر پاسخ به آتش در اين جوامع اثر مي‌گذارد، كمك ميكند.مواد و روش‌هااين مطالعه كه از سال 2009 تا 2022 در شرق دامنه‌هاي كوه‌هاي آرارات كوچك انجام شد، بر روي چهار جامعه گياهي متمركز بود: : اسكنبيل (Calligonum crinitum)، تنگرس (Rhamnus pallasii)، بادام كوهي (Prunus lycioides) و ارس (Juniperus excelsa) كه در امتداد شيب ارتفاعي از 800 تا 190 متر قرار داشتند. هر جامعه به مناطق چرا و محافظت‌شده تقسيم شد و يا يك رويداد آتش سوزي يا دو رويداد آتش سوزي را تجربه كردند. مقاومت و تاب‌آوري اكولوژيك با مقايسه پوشش گياهي قبل و بعد از آتش سوزي و ميزان بازيابي در سال هاي بعدي كمي سازي شد. يك مدل خطي كلي اثرات اجتماع، اختلالات (آتش و چرا) و فراواني آتش‌سوزي را ارزيابي كرد، در حالي كه تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي (PCA) روابط بين پوشش، مقاومت، تاب‌آوري و بارش را تحليل كرد.يافته‌هاجامعه اسكنبيل كمترين مقاومت و بالاترين تاب‌آوري را نسبت به مناطق مورد مطالعه ديگر نشان داد. با تغيير ارتفاع از سطح دريا، شيب متمايزي از هر دو شاخص مقاومت و تاب‌آوري اكولوژيك قابل تفكيك بود. جامعه ارس در يك سو و جامعه اسكنبيل در سوي ديگر اين طيف تغييرات قرار داشتند. اثر قابل توجهي در وضعيت حفاظتي اراضي به عنوان يك عامل مهم در تفاوت در مقاومت اكولوژيكي جوامع مختلف ديده نشد. با اين حال، به جز در مورد جامعه تنگرس، عامل حفاظت نقش كليدي در تعيين سطوح تاب‌آوري ايفا كرد و مناطق حفاظت شده عموماً تاب‌آوري بيشتري نسبت به همتايان بدون حفاظت خود نشان دادند. تكرار آتش تاثيرات متفاوت بر شاخص‌هاي مقاومت و تاب‌آوري داشت. به جز دو جامعه ارس و بادام كوهي كه پس از آتش دوم از مقاومتشان كاسته شد، مقاومت اكولوژيكي بين جوامعي كه يك يا دوبار دچار آتش شده بودند به طرز چشمگيري متفاوت نبود. از نظر تاب‌آوري، كاهش قابل توجهي در جوامع تنگرس و بادام كوهي پس از آتش دوم مشاهده شد، در حالي كه دو جامعه ديگر در اين خصوص يكسان عمل كردند. نقشه توزيع فضايي نمونه‌هاي متاثر از آتش‌سوزي تصويري نگران‌كننده از فقدان عمومي پايداري اكولوژيكي در سراسر منطقه مورد مطالعه را نشان مي‌دهد. بجز برخي از نمونه‌ها از جوامع بادام وحشي و تا حد كمتري ارس، اكثر اين نقاط دور از خط همبار بهبودي كامل قرار داشتند. در آناليز PCA تمام نمونه‌هاي اسكنبيل با شاخص تاب‌آوري همگرايي نشان دادند. نقاط جوامع ارس و تنگرس به ترتيب توسط بردارهاي شاخص مقاومت و پوشش متمايز شدند. نمونه‌هاي جامعه بادام وحشي هم در منطقه محاط شده توسط بردارهاي پوشش و مقاومت اكولوژيك قرار گرفتند.نتيجه‌گيريهر چند روش‌هاي افزايش توانايي تاب‌آوري مانند قرق محدود مي‌تواند پايداري را در بيشتر جوامع افزايش دهد، اما يك راهبرد جامع مديريت آتش سطحي لازم است كه الگوهاي مختلف پاسخ به آتش را در اين گراديان ارتفاعي/گياهي در نظر بگيرد. جامعه بادام كوهي بالاترين پايداري كلي را نشان داد، كه نشان دهنده مناسب بودن اين گونه براي محيط‌هاي در معرض آتش است. تكرار آتش‌هاي سطحي مي‌تواند در طولاني مدت به مقاومت و تاب‌آوري جوامع به شدت آسيب بزند، كه تاكيد بر نياز به مديريت دقيق آتش دارد.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي علوم و فناوري چوب و جنگل
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي علوم و فناوري چوب و جنگل