• شماره ركورد
    1383824
  • عنوان مقاله

    نماد در داستان كوتاه مدرن فارسي (داستانهاي 1340 تا 1357)

  • پديد آورندگان

    حيات‌بخش ، علي دانشگاه پيام نور مركز تهران - گروه زبان و ادبيات فارسي , درودگريان ، فرهاد دانشگاه پيام نور مركز تهران - گروه زبان و ادبيات فارسي , گرجي ، مصطفي دانشگاه پيام نور مركز تهران - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    55
  • تا صفحه
    76
  • كليدواژه
    داستان كوتاه , مدرن , نماد , ابراهيم گلستان , غزاله عليزاده , بهرام صادقي , ابراهيم رهبر
  • چكيده فارسي
    زمينه و هدف: داستان كوتاه فارسي در بازۀ زماني 1340 تا 1357 (به استناد آثار منتشرشده و نظر پژوهشگران ادبيات)، شاهد بيشترين «داستانهاي مدرن» بوده است؛ تا جايي كه بايد اين دوره را «دورۀ داستان كوتاه مدرن فارسي» برشمرد. نوع جهان‌بيني و بيان نويسندگان داستان مدرن بگونه اي است كه آثار آنان اغلب شفاف و صريح نيست و با ابهاماتي همراه است؛ به همين جهت بهره گيري از شگردهاي مختلف براي شيوۀ بيان، براي نويسندۀ مدرن اهميت مييابد كه يكي از مهمترين آنها، شگرد «نمادپردازي» است. در اين پژوهش با توجه به اهميت «نماد» در داستان كوتاه مدرن فارسي، بويژه در بازۀ زماني 1340 تا 1357، آثار چهار نويسنده، به نمايندگي از چهار طيف فكري مورد بررسي و تحليل نمادشناسانه قرار ميگيرد. روش مطالعه: اين بررسيها با استناد به مراجع و كتب علوم اجتماعي، روانشناسي، نشانه شناسي، نمادشناسي و... صورت گرفته است كه طي آن آثار ابراهيم گلستان به نمايندگي از داستانهاي ذهني-رواني، آثار غزاله عليزاده به نمايندگي از داستانهاي عرفاني، آثار بهرام صادقي به نمايندگي از داستانهاي اجتماعي-طنز تلخ، و آثار ابراهيم رهبر به نمايندگي از داستانهاي شهري-اقليمي، مورد بررسي قرار گرفته اند كه اين بررسي شاملِ تحليل هفت كتاب و 68 داستان است. يافته ها: با توجه به بررسيها، جدولها و آمارهاي تحليلي كه در پيوست مقاله ارائۀ ميشود، بايد گفت بسامد استفاده از «نماد» در داستانهاي كوتاه مدرن، گسترده است. اصولاً داستان كوتاه مدرن، به جهت ايجاز و ابهامي كه دارند، محل مناسبي براي زايش نماد و سمبل هستند. نتيجه گيري: هرچه داستان‌ كوتاه مدرن درونگراتر باشد، بسامد نماد در آن‌ بيشتر است؛ به همين جهت داستانهاي عرفاني مدرنِ غزاله عليزاده، نمادخيزترين داستانها را در خود جاي‌ داده اند. با همين استدلال، داستانهاي ذهني و رواني ابراهيم گلستان، به ميزان چشمگيري از نماد بهره برده اند. در آثار متعدد بهرام صادقي نيز، به فراخور فضاي داستان، با نمادپردازي نويسنده مواجه هستيم. ابراهيم رهبر در دو كتابي كه آثار توصيفي و برونگرا دارد، نمادپردازي كمتري انجام ميدهد، اما در اثر ديگرش، كه درونمايۀ آن درگيري با مصائب زندگي كارمندي در تهران است، بيشتر از نماد بهره برده است.
  • عنوان نشريه
    سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي
  • عنوان نشريه
    سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي