• شماره ركورد
    1383913
  • عنوان مقاله

    باژگوني جايگاه اسكندر در تقابل با دارا در شاهنامۀ فردوسي بر پايۀ موقعيت نشانه اي «خود و ديگري»

  • پديد آورندگان

    اسمعيل‌نژاد ، مريم دانشگاه فردوسي مشهد - ادبيات و علوم انساني - زبان و ادبيات فارسي , قوام ، ابوالقاسم دانشگاه فردوسي مشهد - ادبيات و علوم انساني - زبان و ادبيات فارسي , قبول ، احسان دانشگاه فردوسي مشهد - ادبيات و علوم انساني - زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    51
  • تا صفحه
    74
  • كليدواژه
    نشانه شناسي فرهنگي , شاهنامۀ فردوسي , داستان اسكندر و دارا , خود و ديگري
  • چكيده فارسي
    زمينه و هدف: يكي از مهمترين رويكردهاي علم نشانه اي، نشانه شناسي فرهنگي است. نشانه شناسي فرهنگي، فرهنگ و روابط بينافرهنگي را مبتني بر شيوۀ تعامل «خود» و «ديگري» در چارچوبهاي مشخصي توصيف ميكند. اين دانش فقط با يك فرهنـگ واحد سروكار ندارد، بلكه كاربرد آن بررسي متنهايي است كه همزمان پذيراي چند فرهنگ هستند. شاهنامۀ فردوسي به عنوان يك اثر ملّي و فرهنگي با گستردگي جهاني، ازجمله متنهايي است كه به واسطۀ برخورد و تعامل با اقوام گوناگون، در جرگۀ متنهاي چندفرهنگي در نظر گرفته شده است. هدف اين پژوهش آن است كه با به كارگيري مباني نشانه شناسي فرهنگي، باژگوني جايگاه اسكندر را در تقابل با دارا و ايرانيان به عنوان كنشگران اين داستان به نسبت موقعيت «خود و ديگري» بررسي كند و قصد دارد نشان دهد رفتار كنشگران ممكن است با توجه به موقعيت نشانه اي آن‌ها ناهمگون باشد. به عبارت‌ديگر، ممكن است بنابر اهداف شاعر، نيروي «خودي» رفتار «ديگري» را از خود نشان دهد و يا بالعكس. روش مطالعه: اين پژوهش به شيوۀ توصيفي- تحليلي و برمبناي مطالعات كتابخانه اي با توجّه به نظريۀ نشانه شناسي فرهنگي است. پيكرۀ متني اين پژوهش، شاهنامۀ فردوسي به كوشش جلال خالقي‌مطلق (1391)، دفتر 5، چاپ چهارم، از بخش روايت داراب و دارا و بخش ابتدايي از روايت پادشاهي اسكندر از دفتر 6 است. يافته ها: يافته هاي اين جستار بيان ميدارد رفتارهاي ناهمگون هم در كنشگرانِ «خودي» و هم در كنشگر «ديگري» بنا بر تحقّق‌بخشي به اهدافشان قابل ‌ِمشاهده است. نتيجه گيري: درشاهنامه باژگوني جايگاه اسكندر، با استفاده از راهبردهاي تقابلي و توصيفات برجسته و تأكيد و تثبيت اقتداربخش، قابل مشاهده است به گونه ايي كه اسكندر از مقام «ديگري» خارج و در مقام «خودي» شناسانده شده است. دارا نيز با رفتار و منش خودبينانه و مستبدانۀ خود موجبات نابودي خود را نه از بيرون و ازجانب ديگري، بلكه از درون فراهم كرد. اين رفتارهاي ناهمگون به نسبت موقعيتهاي نشانه اي «خود و ديگري» ناهمخوان و برخلاف جايگاه واقعيشان است.
  • عنوان نشريه
    سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي
  • عنوان نشريه
    سبك شناسي و تحليل متون نظم و نثر فارسي