• شماره ركورد
    1386337
  • عنوان مقاله

    بهرام و گل‌اندام؛ روايتي از فرآيند تفرد

  • پديد آورندگان

    شريفيان ، مهدي دانشگاه بوعلي سينا - گروه زبان و ادبيات فارسي , هاشمي زاده ، رويا دانشگاه بوعلي سينا

  • از صفحه
    91
  • تا صفحه
    116
  • كليدواژه
    يونگ , كهن‌الگو , ناخودآگاه جمعي , امين‌الدين صافي , بهرام و گل‌اندام
  • چكيده فارسي
    ارتباط متون ادبي و روانكاوي در قرن بيستم به كمك نظريات فرويد مطرح شد و پس از او، كارل گوستاو يونگ در اين زمينه نقشي برجسته داشته و دربارۀ انعكاس روحيات و انديشه‌هاي افراد در آفريده‌هاي خود، آثار مهمي نگاشته است. به باور يونگ، افكار انسان تا حدودي برخاسته از اميال روزانه و به ميزان زيادي تحت تأثير ناخودآگاه جمعي و تصاوير كهن (كهن‌الگو) است و به ‌طور كلي انسان در طول زندگي خود، به‌صورت ناخواسته از جانب ناخودآگاه خود كنترل مي‌شود. در اين مقاله، منظومه‌ بهرام و گل‌اندام امين‌الدين صافي (شاعر قرن نهم) با استفاده از شيوۀ توصيفي- تحليلي و از ديدگاه روانكاوي يونگ بررسي شده است تا در آن، مراتب بروز ناخودآگاهي جمعي و عناصر آن مشخص شود. مطابق نتايج حاصل ‌شده، اين داستان عاميانه با كهن‌الگوي فردانيت يونگ تطابق دارد و مسير رشد شخصيت به سوي تكامل را نشان مي‌دهد؛ به‌ اين ‌ترتيب، در اين منظومه، كشورشاه رمزي از انسان و بهرام، نشان‌دهنده كهن‌الگوي خود است كه براي وصال با آنيما، از مراحل سخت رويارويي با سايه عبور مي‌كند و درنهايت، پيوند او با گل‌اندام، چرخۀ تحول شخصيت را به پايان مي‌رساند. همچنين در اين منظومه دو كهن‌الگوي سايه و پير خرد نقش پررنگ‌تري دارند: كهن‌الگوي سايه به دليل پافشاري و تلاش بسيار شاه براي رشد شخصيت و كهن‌الگوي پيرِ خرد به دليل اشتياق و سردرگمي زياد او.
  • عنوان نشريه
    متن پژوهي ادبي
  • عنوان نشريه
    متن پژوهي ادبي