شماره ركورد
1386761
عنوان مقاله
همپوشاني نظريه روانزخم ژيژك و رئاليسم جادويي در رمان دلفين مرده اثر حسن بهرامي
پديد آورندگان
تولايي ، محمدنبي دانشگاه اروميه - گروه زبان و ادبيات انگليسي , باقري ، نرگس دانشگاه خوارزمي
كليدواژه
اسلاوي ژيژك , دلفين مرده , روانزخم , رئاليسم جادويي
چكيده فارسي
اصطلاح «روانزخم» براي اشاره به موقعيتي بهكار ميرود كه در آن روان شخص بهدليل رويدادي آسيبزا صدمه ببيند. واكنش افراد به امر آسيبزا ممكن است برونريزي، يا درونيسازي باشد. در فرآيند برونريزي، فرد نشانههايي از اختلالات رواني همچون كابوس بهنمايش ميگذارد، ولي در درونيسازي، فرد رنجهاي روحي را در جهان درون خود پنهان ميكند و با ساخت يك روايت فتيش، رنجها را به محيطي ديگر انتقال ميدهد. با توجه به ماهيت روانزخم، بيمار قادر نيست آن را به امر نمادين تبديل كند و اين مشكل رواني تنها از روي نشانههايش در فرد قابل شناسايي است، درحاليكه روانشناسان معتقدند تنها راه درمان روانزخم، تبديلشدن به امر نمادين است. هدف اين پژوهش، بررسي چگونگي بازنمايي روانزخم در رمان دلفين مرده نوشته حسن بهرامي است. بهرامي با بهرهگيري از تكنيك رئاليسم جادويي و تركيب نامحسوس آن با ويژگيهاي روانزخم، از اين چالش با موفقيت گذر كرده است. او با تركيب افسانههاي بومي و روانزخم و بهرهگيري از ماهيت دوگانه آنها در كنار هم، پيوندي محكم و نامحسوس ميان اين دو مقوله ايجاد كرده و روانزخم شخصيت را بهنمايش گذاشته است. اين پژوهش اثبات ميكند كه رئاليسم جادويي تكنيكي درخور براي نگارش رمانهاي روانكاوانه جهت نمادينكردن روانزخم افراد است.
عنوان نشريه
زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه خوارزمي
عنوان نشريه
زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه خوارزمي
لينک به اين مدرک