شماره ركورد
1388534
عنوان مقاله
بهبود كارايي برنامه دابل آوسينك با استفاده از مكمل پروژستروني در گاوهاي شيري هلشتاين پس از زايش
پديد آورندگان
انصاري ، مهدي دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان - دانشكده علوم دامي - گروه فيزيولوژي دام و طيور , اسلامي ، محمدعلي شركت دام گستران كوير , پورحمداله ، مهدي دانشگاه تهران، پرديس كشاورزي و منابع طبيعي - گروه علوم دامي
از صفحه
117
تا صفحه
130
كليدواژه
مكمل پروژسترون , آوسينك , گاو شيري , چرخه فحلي , جسم زرد
چكيده فارسي
سابقه و هدف: استفاده از برنامههاي توليدمثلي همزمانسازي يكي از ابزارهاي مديريتي بهبود باروري گاوهاي شيري پرتوليد است. با اين وجود، حضور دامها در روزهاي مختلف چرخه فحلي سبب پاسخ دهي متفاوت به اين برنامهها ميشود. برنامه دابل آوسينك با داشتن تزريق GnRH اضافي نسبت به پريسينك آوسينك براي گاوهاي غيرتخمكريز نيز مناسب گزارش شده است، اما همه دامها در زمان شروع آوسينك دوم جسم زرد فعال ندارند و فوليكول تخمكريز در ريزمحيط با غلطت پايين پروژسترون رشد ميكند كه باعث كاهش كيفيت اووسيت و رويان ميشود. مطالعه حاضر با هدف شناسايي دامهاي فاقد جسم زرد و بررسي اثر استفاده از مكمل پروژسترون بر باروري گاوهاي شيري پس از زايش انجام شد. مواد و روشها: در اين پژوهش از 318 راس گاو شيري سالم پس زايش استفاده شد. اطلاعات مربوط به نوبت زايش و نيز توليد شير ماه اول و دوم پس از زايش ثبت شد. به طور خلاصه دامها روز40 پس از زايش GnRH اول، هفت روز بعد PGF2α، سه روز بعد از آن دومين GnRH و هفت روز بعد يعني از روز 57 پس از زايش وارد آوسينك دوم شده و تخمدانهايشان با استفاده از دستگاه اولتراسوند براي حضور يا نبود جسم زرد بررسي شدند. گاوهاي فاقد جسم زرد به 2 گروه تقسيم شدند گروه اول (گروه شاهد، DO-CL)، ادامه برنامه دابل آوسينك را دريافت كردند. گروه دوم (DO+CIDR)، مكمل پروژستروني (سيدر) را به مدت 7 روز دريافت كردند و دام هايي كه داراي جسم زرد بودند (DO+CL) ادامه برنامه دابل آوسينك را دريافت كردند. همه گاوها 32، 60 و 120 روز پس از تلقيح براي تشخيص و تاييد آبستني با استفاده از دستگاه التراسوند مورد بازبيني قرار گرفتند. درصد گيرايي و سقط ماه دوم و ماههاي سوم-چهارم محاسبه گرديد. واكاوي دادهها با استفاده از رويه GLIMMIX نرم افزارSAS صورت گرفت. يافتهها: گاوهاي داراي جسم زرد در زمان آغاز آوسينك دوم نسبت به گروه شاهد و نيز گروه DO+CIDR درصد گيرايي روز 32 (50.84 در برابر 29.27 و 41.46 درصد، P =0/03 ، 45.76) در برابر 21.95 و 36.58 درصد، 0.01 P =) و 120 (43.22 در برابر 21.95 و 34.14 درصد، 0/03 =P )، بالاتري داشتند. با وجود كاهش 15 درصدي درصد سقط ماه دوم در گروه DO+CL نسبت به گروه شاهد (DO-CL)، اين صفت در ماه دوم (0.31 P=) و سوم-چهارم (0.75= P ) بين تيمارهاي آزمايشي تفاوتي نداشت. اثر نوبت زايش بر درصد گيرايي گاوها در روز 32 (0/04= P )، معني دار ولي بر درصد گيرايي روز 60 (0.17 =P ) و 120 (0.28= P ) معني دار نبود. اثر توليد شير بر درصد گيرايي روز 32 (0.003 =P) 60 (0.001 =P) و و 120 (0.001= P ) معني دار بود. گاوهاي با توليد شير كمتر از ميانگين گله (36 ˂M ) نسبت به گاوهاي بالاتر از ميانگين گله (36 ≤M ) درصد گيرايي روز 32 (52.96 در برابر 35.63 درصد)، 60 (46.62 در برابر 28.11 درصد) و 120 (44.41 در برابر 26.08 درصد) بالاتري داشتند. اثر متقابل تيمار در نوبت زايش (0.41 =P ) و تيمار در شير توليدي (0.45= P ) معنيدار نبود.نتيجه گيري: در اين مطالعه تخمدانها در زمان شروع آوسينك دوم برنامه دابل آوسينك بررسي شد و دام هاي فاقد جسم زرد مكمل پروژستروني دريافت كردند نتايج باروري حاكي از بهبود درصد گيرايي در گاوهاي دريافت كننده مكمل پروژسترون نسبت به گروه شاهد بود. بنابراين، توصيه ميشود در صورت استفاده از برنامههاي همزمان سازي براي گاوهاي پس از زايش، دامهاي فاقد جسم زرد در زمان شروع آوسينك برنامه تلقيح زمان بندي شده شناسايي و از مكمل پروژستروني استفاده شود. به هرحال، براي دستيابي به نتايج بهينه استفاده همزمان از دو سيدر ضروري به نظر ميرسد.
عنوان نشريه
پژوهش در نشخواركنندگان
عنوان نشريه
پژوهش در نشخواركنندگان
لينک به اين مدرک