• شماره ركورد
    1389128
  • عنوان مقاله

    بررسي تغييرات پوشش زمين با استفاده از سنجه هاي سيماي سرزمين (مطالعه موردي: جنگل هاي بانه)

  • پديد آورندگان

    پيرباوقار ، مهتاب دانشگاه كردستان - مركز پژوهش و توسعه جنگلداري زاگرس شمالي دكتر هدايت غضنفري، دانشكده منابع طبيعي - گروه جنگلداري , محمودي ، محمد دانشگاه كردستان - دانشكده منابع طبيعي

  • از صفحه
    81
  • تا صفحه
    90
  • كليدواژه
    بوم‎ سازگان , جنگل‎هاي آرمرده , زاگرس , ماهواره لندست
  • چكيده فارسي
    مقدمه و هدف: با استفاده از سنجه‎هاي سيماي سرزمين، مطالعه و كمّي‎سازي الگوهاي مكاني عناصر تشكيل‎دهنده محيط زيست و تغييرات گستره آنها در مقياس‎هاي مختلف امكان‎پذير است. نتيجه اين بررسي مي‎تواند به درك مناسبي از چگونگي تغييرات سيماي سرزمين كه لازمه مديريت و برنامه‎ريزي پايدار است، منجر شود. با توجه به اهميت موضوع، هدف از اين پژوهش استفاده از سنجش از دور و بررسي كارايي سنجه‎هاي سيماي سرزمين در تحليل تغييرات مناطق جنگلي و پوشش زمين در بخشي از مناطق جنگلي زاگرس شمالي است. مواد و روش‎ها: نقشه پوشش زمين مربوط به سال‎هاي مختلف (1377، 1388، 1399) از طريق طبقه‎بندي نظارت شده به‎روش بيشينه شباهت تصاوير ماهواره‎اي و تفسير چشمي تصاوير گوگل ارث و بازديد ميداني تهيه شد. به‎منظور پايش و بررسي سنجه‎هاي سيماي سرزمين از افزونه تحليل مسير (Patch Analyst) نرم‎افزار ARCGIS و نرم‎افزار  FRAGSTAT استفاده شد. نه سنجه سيماي سرزمين شامل چهار سنجه تعداد لكه‎ها NP))، تراكم لكه‎ها (PD)، درصد هر كلاس (PLAND) و مساحت هر كلاس CA)) در سطح كلاس و پنج سنجه در سطح سيماي سرزمين شامل تعداد لكه (NP)، ميانگين اندازه لكه (MPS)، شاخص تنوع شانون ((H`، شاخص بزرگ‎ترين لكه ((LPI و شاخص پيوستگي (Contag) مورد بررسي قرار گرفتند. يافته‎ها: نتايج بررسي سنجه مساحت كلاس و درصد پوشش سيماي سرزمين در بازه سال‎هاي 1377-1388-1399 در سطح كلاس، نشان دهنده كاهش مساحت جنگل و افزايش درصد پوشش مسكوني و كشاورزي طي دوره بوده است؛ به‎طوري‎كه در سال 1377 پوشش جنگلي 78/82 درصد منطقه را تشكيل مي‎داده كه در سال 1399 اين مقدار به 77/36 درصد كاهش يافته است (مساحت جنگل ها در طول 22 سال، سالانه 0/066 درصد كاهش يافته است). در طول دوره شاهد افزايش تعداد لكه‎هاي مسكوني (از 13 به 17) و كشاورزي (از 19 به 42) و كاهش تعداد لكه‎هاي جنگلي (از 21 به 18) نيز بوده‎ايم. مقايسه سنجه تراكم لكه‎ها نيز نشان‎دهنده افزايش اين سنجه در همه پوشش‎ها به‎جز پوشش جنگلي است. نتايج بررسي در سطح سيماي سرزمين هم نشان‎دهنده افزايش تعداد لكه و شاخص تنوع شانون و كاهش شاخص پيوستگي، ميانگين اندازه لكه و شاخص بزرگترين لكه است. نتيجه‎گيري: نتايج اين بررسي نشان‎دهنده گسترش مناطق مسكوني و كاربري‎هاي كشاورزي و كاهش مناطق جنگلي مي‎باشد كه بيانگر تخريب يكپارچگي سيماي سرزمين به‎دليل افزايش تعداد و مساحت كلاس‎هاي انسان ساخت (مسكوني و كشاورزي) است. با توجه به نتايج، پيشنهاد مي‎شود با توجه ويژه و نظارت و مديريت صحيح، از تكه‎تكه شدن و تخريب بيشتر اين مناطق جلوگيري شود و طرح‎هايي براي بازسازي مناطق تخريب‎شده تدوين گردد.
  • عنوان نشريه
    بوم شناسي جنگل هاي ايران
  • عنوان نشريه
    بوم شناسي جنگل هاي ايران