شماره ركورد
1390489
عنوان مقاله
رابطه بين اختلالات خواب، افسردگي و اضطراب با شدت علائم وسواسي- جبري در بيماران مبتلا به OCD
پديد آورندگان
ستاره ، جواد دانشگاه علوم پزشكي مازندران - مركز تحقيقات روانپزشكي و علوم رفتاري, پژوهشكده اعتياد، دانشكده پزشكي - گروه روانپزشكي , نجاتي ، زهره دانشگاه علوم پزشكي مازندران - دانشكده پزشكي , مسعود زاده ، عباس دانشگاه علوم پزشكي مازندران - مركز تحقيقات روانپزشكي و علوم رفتاري, پژوهشكده اعتياد، دانشكده پزشكي - گروه روانپزشكي دانشكده پزشكي , نادي قرا ، علي اصغر دانشگاه علوم پزشكي مازندران - مركز تحقيقات علوم بهداشتي, پژوهشكده اعتياد
از صفحه
94
تا صفحه
99
كليدواژه
اختلال وسواسي جبري , پرخوابي , بيخوابي , اختلال تاخير فاز خواب- بيداري , اضطراب , افسردگي
چكيده فارسي
سابقه و هدف: همراهي اختلالات خواب همچون بيخوابي، تاخير فاز خواب و بيداري و نيز اضطراب و افسردگي با اختلال وسواسي جبري(OCD) در بيماران مبتلا به OCD شايع هستند. با اين حال پژوهش چنداني در مورد رابطه اختلالات خواب با شدت علائم در بيماران وسواسي جبري صورت نگرفته است. مقاله حاضر فراواني و رابطه بين اختلالات خواب، افسردگي، اضطراب را با شدت علائم وسواسي- جبري در بيماران مبتلا به OCD را مورد بررسي قرار داده است. مواد و روشها: در اين مطالعه مقطعي از روش نمونهگيري در دسترس استفاده شد. شركتكنندگان در مطالعه از مراجعهكنندگان به درمانگاه يك بيمارستان روانپزشكي و درمانگاه روانپزشكي يك مجتمع درمانگاهي در شهر ساري بودند. تشخيص اختلال وسواسي جبري شركتكنندگان توسط روانپزشك و بر مبناي معيارهاي تشخيصي DSM-5 تاييد شده بود. 88 بيمار پس از كسب رضايت آگاهانه در مطالعه شركت كردند. از آنها خواسته شد پرسشنامههاي دموگرافيك، شدت علائم وسواسي جبري يال بران(Y-BOCS)، پرسشنامه صبحگاهي شبانگاهي(MEQ)، مقياس خواب آلودگي اپورث(ESS)، شاخص شدت بيخوابي(ISI)، شاخص افسردگي WHO-5 و اختلال اضطراب فراگير-7 (GAD-7) را تكميل كنند. تجزيه و تحليل دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 20 صورت گرفت. يافتهها: از مجموع 88 بيمار، 65 نفر (73/86 درصد) زن و 23 نفر (26/14 درصد) مرد، 71/59 درصد متاهل، 95/57 درصد زيرديپلم و94/22 درصد بدون سابقه مصرف مواد بودند. ميانگين سني بيماران 51/11±44/48 سال بود. طول مدت ابتلا به OCD 11/28±14/60 سال بود. از نظر شدت علائم OCD 1/1 درصد بسيار خفيف، 19/32 درصد نسبتا خفيف، 42/45درصد متوسط و137/50 درصد شديد بودند. در نوع زمانبندي خواب 17/03 درصد متمايل به شامگاهي و شامگاهي بودند. 4 بيمار (4/62درصد) پرخوابي روزانه داشتند. همچنين 52 بيمار (61/90 درصد) درجاتي از بيخوابي داشتند. از نظر شدت بيخوابي 23/86 درصد خفيف، 28/40درصد متوسط و6/81 درصد شديد بودند. فراواني افسردگي 68 درصد و اضطراب 79 درصد بود. بين شدت اختلال وسواسي جبري با پرخوابي، الگوي شبانگاهي، اضطراب و افسردگي ارتباط آماري معنادري يافت نشد، اما بيخوابي (046/0 =P) و مدت بيماري(0/004 =P) با آن ارتباط داشتند. ضريب همبستگي پيرسون بين سن، مدت ابتلا به اختلال وسواسي جبري با شدت علائم وسواسي بهترتيب 169/0 (0/116=P) و 0/377 (0/001 =P) بود. ضريب همبستگي اسپيرمن بين شدت علائم وسواسي جبري با افسردگي و اضطراب به ترتيب 0/090 (0/403=P) و 0/044 (0/685=P) بود. ميانگين شدت علائم وسواسي جبري در زنان 7/87±23/48 و در مردان 5/88±20/04 بود و تفاوت معنيداري در دو جنس ديده نشد (0/060=P). در رگرسيون خطي دو عامل تاثيرگذار بر شدت علائم وسواسي جبري، مدت بيماري و شدت بيخوابي بودند. استنتاج: با توجه به فراواني بالاتر بيخوابي در بيماران مبتلا به اختلال وسواسي جبري نسبت به جمعيت عادي و نقش آن در شدت علائم اختلال وسواسي جبري، لازم است بيماران مبتلا به اختلال وسواسي جبري از نظر بيخوابي مورد بررسي قرار گيرند. همچنين بيماران مبتلا به OCD با سن بالاتر بايد از نظر شدت علائم وسواسي جبري مورد بررسي دقيقتر قرار گيرند.
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
لينک به اين مدرک