شماره ركورد
1390883
عنوان مقاله
بررسي مدل تأثيرگذاري صفات بر عملكرد دانه عدس به منظور تعيين رهيافت گزينش
پديد آورندگان
غفاري نعمت آباد ، قادر دانشگاه زنجان - دانشكده كشاورزي - گروه توليد و ژنتيك گياهي , صبا ، جلال دانشگاه زنجان - دانشكده كشاورزي - گروه توليد و ژنتيك گياهي , محسني فرد ، احسان دانشگاه زنجان - دانشكده كشاورزي - گروه توليد و ژنتيك گياهي , توكلي زانياني ، افشين دانشگاه زنجان - دانشكده كشاورزي - گروه توليد و ژنتيك گياهي
از صفحه
79
تا صفحه
90
كليدواژه
تجزيه به عامل ها , تجزيه عليت , رگرسيون گام به گام , ضريب همبستگي , گزينش غيرمستقيم
چكيده فارسي
مقدمه و هدف: عدس با نام علمي (Medik.Lens culinaris ) يك لگوم دانهاي سرمادوست است كه منبع خوبي از مواد مغذي مورد نياز انسان شامل پروتئين، كربوهيدرات، ويتامينها و مواد معدني ميباشد. يكي از اهداف اصلاحي عدس توليد ارقام پا بلند و پرمحصول ميباشد. بدينمنظور بايد ژرمپلاسم گياهي جمعآوري شود تا بهعنوان جامعه پايه، ارزيابي شود و نمونههاي داراي پتانسيل توليد بالا و ديگر صفات مطلوب شناسايي شده و مورد بهرهبرداري قرار گيرند. محيط تأثير بسيار زيادي روي توليد محصول در اين گياه دارد. بنابراين، گزينش مستقيم براي عملكرد دانه بينتيجه است. از آنجا كه عملكرد دانه به اجزاي عملكرد وابسته است بههنگام گزينش براي بهبود عملكرد بايد عملكرد و اجزاي آنرا همراه با هم در نظر گرفت. براي افزايش عملكرد و بازده اقتصادي مناسب، نياز به جمعآوري لاينهاي مطلوب يا ژنهاي مطلوب و انتقال ژنهاي مطلوب به لاينهاي زير كشت براي توليد رقم مطلوب ميباشد، لذا بايستي اطلاعات كافي از مواد ژنتيكي قابل دسترس وجود داشته باشد كه اين اطلاعات با ارزيابي صفات مختلف امكانپذير است. مواد و روشها: بهمنظور تشخيص نحوه تأثيرگذاري همزمان صفات بر عملكرد دانه عدس در راستاي تعيين چگونگي انجام گزينش در لاينهاي عدس بومي استان زنجان، آزمايشي طي دو سال زراعي 97-1396 و 98-1397 در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه زنجان انجام شد. در هر دو سال آزمايش، ارقام اصلاح شده كيميا، سبز كوهين، گچساران، مراغه و بيلهسوار بهعنوان ارقام شاهد استفاده شدند. سال اول آزمايش با 200 لاين در قالب طرح آگمنتد اجرا گرديد. هر واحد آزمايشي شامل يك رديف يك متري بود. فاصله بين رديفها 25 سانتيمتر و فاصله روي رديفها 5 سانتيمتر و عمق كاشت 5 سانتيمتر در نظر گرفته شد. در ابتدا و انتهاي هر بلوك دو رديف عدس سبز كوهين بهعنوان حاشيه كشت شد. در سال دوم آزمايش، با توجه به حصول مقدار بذر كافي از سال اول، آزمايش در قالب طرح لاتيس ساده با دو تكرار و واحدهاي آزمايشي بزرگتر براي لاينهاي گزينش شده از سال اول انجام شد. هر واحد آزمايشي شامل دو خط يك متري بود. فاصله بين رديفها، فاصله روي رديفها و عمق كاشت مشابه آزمايش سال اول انجام شد. در ابتدا و انتهاي هر بلوك ناقص دو رديف عدس سبز كوهين بهعنوان حاشيه كشت شد. صفات اندازهگيري شده شامل صفات فنولوژيكي، صفات مورفولوژيكي، عملكرد و اجزاء عملكرد در واحد بوته و در واحد سطح بودند. يافتهها: در بين صفات مورد مطالعه بيشترين ضريب تغييرات مربوط به صفات تعداد دانه، زيستتوده، عملكرد كاه و عملكرد دانه بود. ضرايب همبستگي ساده نشان داد تعداد دانه و عملكرد دانه در بوته با صفات فنولوژيكي طول دوره غلافدهي، رسيدگي فيزيولوژيكي و طول دوره پرشدن دانه و با صفات مورفولوژيكي ارتفاع بوته و ارتفاع اولين انشعاب شاخه و همچنين با صفات تعداد غلاف پر در بوته و زيستتوده در بوته همبستگي مثبت و معنيداري داشت. در تجزيه رگرسيون بهروش گامبهگام، ارتفاع بوته اولين صفتي بود كه وارد مدل شد و توانست 46/8 درصد تغييرات مربوط به عملكرد دانه در بوته را تبيين كند. پس از آن بهترتيب صفات تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، عملكرد كاه در بوته و طول دوره پرشدن دانه وارد مدل شدند و توانستند در مجموع 67/5 درصد تغييرات مربوط به عملكرد دانه در بوته را تبيين كنند. نتايج تجزيه عليت نشان داد، صفت تعداد دانه در بوته داراي بزرگترين اثر مستقيم و مثبت روي عملكرد دانه است و بعد از آن بيشترين اثر مستقيم بهترتيب مربوط به وزن هزار دانه، ارتفاع بوته و طول دوره پر شدن دانه بود. ازاينرو، ميتوان اين صفات را بهعنوان مهمترين و مؤثرترين صفات در گزينش غيرمستقيم عملكرد دانه در عدس توصيه نمود. اغلب اثرات غيرمستقيم صفات بر عملكرد دانه مثبت بودند و بيشترين اثرات غيرمستقيم مربوط به اثرات غيرمستقيم طول دوره پرشدن دانه، ارتفاع و عملكرد كاه از طريق تعداد دانه در بوته بود. همچنين طول دوره پرشدن دانه از طريق ارتفاع و ارتفاع از طريق وزن هزاردانه بر روي عملكرد دانه تأثيرگذار بود. اين موضوع ميتواند نشاندهنده تأثير انتقال مجدد مواد در پرشدن دانه و عملكرد دانه باشد. در تجزيه به عاملها براساس روش تجزيه به مؤلفههاي اصلي و چرخش وريمكس شش عامل حدود 76 درصد از تغييرات دادهها را توجيه نمودند. سه عامل اول بيشترين حجم از تغييرات دادهها را در برگرفتند كه عامل اول، فنولوژي و ارتفاع و عوامل دوم و سوم، اجزاي عملكرد و عملكرد نامگذاري شدند. اين نتايج نشان داد كه انجام گزينش براساس اين عوامل ميتواند منجر به ايجاد لاينهايي با عملكرد بالا شود. نتيجهگيري: بيشترين ضريب تغييرات مربوط به صفات تعداد دانه، زيست توده، عملكرد كاه و عملكرد دانه بود. عملكرد دانه در بوته با صفات فنولوژيكي طول دوره غلافدهي، رسيدگي فيزيولوژيكي و طول دوره پر شدن دانه و با صفات مورفولوژيكي ارتفاع بوته و ارتفاع اولين انشعاب شاخه همبستگي مثبت و معنيداري داشت. تعداد دانه در بوته بيشترين اثر مستقيم بر عملكرد دانه داشت و بعد از آن بيشترين اثر مستقيم بهترتيب مربوط به وزن هزار دانه، ارتفاع بوته و طول دوره پر شدن دانه بود، بنابراين ميتوانند بهعنوان معياري براي انتخاب لاينهاي برتر در نظر گرفته شوند. بر اساس نتايج حاصل از تجزيه به عاملها، شش عامل توانستند 77/306 در صد از تغييرات دادهها را توجيه كنند.
عنوان نشريه
پژوهشنامه اصلاح گياهان زراعي
عنوان نشريه
پژوهشنامه اصلاح گياهان زراعي
لينک به اين مدرک