شماره ركورد
1391326
عنوان مقاله
نگاهي تأملي به آراء ملاصدرا و كانت در باب انسان كامل
پديد آورندگان
حسيني ، علي دانشگاه ياسوج - دانشكده علوم انساني - گروه فلسفه , رايزن ، علي نجات دانشگاه ياسوج - دانشكده علوم انساني - گروه فلسفه , نمازيان ، محسن دانشگاه ياسوج
از صفحه
1
تا صفحه
12
كليدواژه
انسان كامل , اسلام , غرب , ملاصدرا , كانت
چكيده فارسي
مفهوم انسان كامل، يكي از مفاهيم چالش برانگيز در فلسفه و عرفان ميباشد، كه تعاريف گوناگوني از آن ارائه شده است.ارسطو انسان را «حيواني ناطق وگاهاً حيواني سياسي» تعريف نمود. ابن عربي برعكس تعريف معلم اول، انسان را لطيف رباني ميداند كه حق تعالي از روح و نفس رحماني خود، در جسم انسان دميده است و او را جامع حقايق عالم و حقايق حق قرار داده است. از آنجايي كه ملاصدرا در مكتب فلسفي _ عرفاني خود به شدت متأثّر از آراي محي الدين عربي ميباشد، انسان را خليفه الهي و داراي جامعيت ميداند. ايشان با پذيرش كثرت نوعي انساني و انكار وحدت نوعي انسانها، معتقد است، انسان به حسب نشئه باطني داراي انواع گوناگون است و ميتواند از تمام مراحل عبور كند؛ زيرا از حيث انسانيت، دائماً در حال ترقي از يك وجود به وجود ديگري است و در مرتبه ذات خاصي ثبوت ندارد. انديشمند غربي، ايمانوئل كانت، به عنوان سر سلسه دار در مبحث انسانشناسي،معتقد است كه همه چيز ـ خدا و هستي ـ با انسان معنا مييابد. همين انساني كه به دليل محدوديت قواي شناختي، از حل و فصل مسائل مهمي؛ چون جهان و خدا ناتوان گرديده، زمينه گستردهاي را براي عقل عملي و اخلاق مهيا ميسازد و داراي كرامت بيانتهاست. ملاصدرا و كانت دو متفكري هستند كه با دو رويكرد متفاوت به اين دو موضوع پرداختهاند. اين مقاله در صدد است، تا با استناد به منابع اصلي و به شيوه توصيفي _ تحليلي به بيان وجوه اشتراك و افتراق اين دو انديشمند اسلامي و غربي بپردازد.
عنوان نشريه
پژوهش هاي نوين در مطالعات علوم انساني اسلامي
عنوان نشريه
پژوهش هاي نوين در مطالعات علوم انساني اسلامي
لينک به اين مدرک