بررسي پارامترهاي زيستي و غيرزيستي جهت تعيين كيفيت آب پشت سد شهيد رجايي - استان مازندران (ساري)
P). شاخه هاي باسيلاريوفيتا و پيروفيتا بيش از 95 درصد از تراكم فيتوپلانكتون راتشكيل دادند. گونه هاي Cyclotella meneghiniana ، Goniaulax polyedra و Ceratium hirundinella گونه هاي غالب بودند كه حدود 70 درصد از تراكم فيتوپلانكتون را شامل شدند. مقايسه مقادير ماهانه شاخص هاي تنوع گونه اي (شانون و يكنواختي) نشان داد كه ماه هاي خرداد و بهمن نسبت به ماه هاي ديگر از شاخص هاي تنوع گونه اي بالاتري برخوردار بودند، در حالي كه در مرداد ماه اين دو شاخص به كم ترين ميزان خود(0/58 و 0/16) رسيدند. محاسبه كيفيت آب با استفاده از شاخص شانون نشان داد كه ماه هاي تير و مرداد نسبت به ماه هاي ديگر داراي كيفيت پايين تري بوده و در حد آلودگي متوسط-شديد قرار داشته اند. بررسي ايستگاهي اين شاخص بيانگر بهترين كيفيت آب (اندك آلوده) درايستگاه هاي 1 و 4 بوده است. نتايج حاصل از برآورد كيفيت آب با استفاده از شاخص ساپروبي (بر اساس گونه هاي فيتوپلانكتون مقاوم به آلودگي مواد آلي) نيز بيانگر آلودگي متوسط در ماه هاي فصل تابستان بوده است. اين برآورد در ايستگاه ها نشان داد كه تنها درنزديك تاج آلودگي كاهش داشته و در سطح اندك آلوده بوده اند و در غالب موارد آلودگي متوسط از مواد آلي وجود داشته است. لذا تغييرات زماني و مكاني الگوي ساختاري فيتوپلانكتون و بدنبال آن تغييركيفيت آب، از نكات قابل توجه به هنگام انتقال آب به واحدهاي تصفيه آب محسوب مي گردد. ضمن آنكه مقايسه نتايج نشان مي دهد كه در برنامه پايش سد، بررسي فاكتورهاي شيميايي به تنهايي براي بيان كيفيت آب كافي نيست و بايد با فاكتورهاي زيستي همراه گردد. بررسي ميكربي نشان داد كه حداكثر و حداقل ميانگين هندسي تعداد كل ميكرب به ترتيب در ماه هاي شهريور(6101559 CFU/100ml) و بهمن (3310 CFU/100ml) بدست آمد. در بررسي ايستگاهي حداكثر و حداقل ميانگين هندسي تعداد كل ميكرب به ترتيب در ايستگاه هاي 2 ( 455316 CFU/100ml) و 3 (40964 CFU/100ml) بوده است. در ماه هاي خرداد و تير شمارش كلي فرم كل صفر بوده است . اما در شهريور ماه تعداد كليفرم كل به حداكثر ميزان خود رسيد. Clostridium perfrigens فقط در شهريور ماه در محيط كشت رشد نمود و استرپتوكوك مدفوعي نيز در هيچ يك از ماه ها نمونه برداري در محيط كشت رشد ننمود. عدم رشد اين ميكرب در تمامي نمونه ها شايد نشانه خوبي براي كيفيت مناسب آب از جهت عدم آلودگي به ميكرب هاي مدفوعي مقاوم و قديمي محسوب گردد. كيفيت بهداشتي آب در غالب ايستگاه ها و ماه ها بر پايه شمارش كلي فرم كل براي تماس هاي بدني انسان و شرب مناسب است ولي شمارش آن در ماه هاي مرداد و شهريور در ايستگاه هاي 3 و 4 افزايش داشته است. در اين دو ماه احتمالا امكان آلودگي ميكربي تازه و ناشي از مدفوع حيوانات خونگرم در مخزن سد افزايش مي يابد. ضمن اينكه در شهريور ماه بدليل افزايش شمارش Clostridium perfrigens زمينه بروز آلودگي هاي ناشي از ميكرب هاي قديمي نيز فراهم مي گردد. نتايج بررسيهاي قارچي نشان داد كه كه در مردادماه بيشترين و در بهمن ماه كمترين ميزان پرگنه هاي قارچي از آب ايستگاههاي مختلف جداسازي شده است. همچنين ميزان شمارش پرگنه هاي قارچي در منطقه تاج و خروجي بطور معني داري بيشتر از ساير ايستگاه هاي ديگر بود. عمده عوامل قارچي شناسايي شده به ترتيب درصد فراواني نيز شامل گونه هاي آسپرژيلوس، انواع مخمر(عمدتا كانديدا)، پنيسليوم، كلادوسپوريم، موكور، فوزاريوم، آلترناريا، هايف استريل و پسيلومايسس بودند. در مجموع به منظور پيشگيري از وقوع پرغذايي، شكوفايي جلبكي وكنترل بار ميكربي و منابع فسفري،آلي سد كنترل فعاليت هاي جوامع انساني در اطراف و يا در مسير رودخانه هاي منتهي به سد از نكات كليدي محسوب مي گردد.