• شماره ركورد
    70922
  • عنوان مقاله

    الانعكاسيّة في الترجمة من العربيّة إلي الفارسيّة (دراسة تحليلية تقابليّة)

  • عنوان به زبان ديگر
    انعكاس در ترجمه از زبان عربي به زباني فارسي (رويكردي مقابله اي)
  • پديد آورندگان

    نظري، راضية جامعة ميبد - مساعدة، قسم الفقه و مبادئ الحقوق الإسلامية، ميبد، إيران , موسوي بفروئي، محمد جامعة ميبد - مشارك قسم علوم القرآن و الحديث، كليّة الإلهيات و المعارف الإسلامية، ميبد، إيران

  • از صفحه
    141
  • تا صفحه
    164
  • تعداد صفحه
    24
  • چكيده عربي
    قد كانت مسألة التطابق في ترجمة الضمائر موضوع النقاش في دراسات الترجمة ردحاً من الزمن. وقد كان هذا الموضوع أحد المواضيع المهمة التي قمنا بدراستها. ومن الضروري أن نذكر أنّ إنجازات اللسانيات ساعدت الباحثين علي اتخاذ الخطوات الفعالة في هذا الصدد؛ إذ صار بإمكانهم كشف وجوه التشابه والاختلاف بين اللغات اعتماداً علي هذه الإنجازات، لأنّها معايير يقاس عليها التطابق في االترجمة. هذا والضمير المنعكس ظاهرة لغوية قد تطرقت إليها اللسانيات. وبناء علي نتائج البحوث اللسانية، فإنّ هذا الضمير يكون موجوداً في جميع اللغات وله إعراب المفعول به والتوكيد، ويبرز في كل لغة بشكل خاص. ففي اللغة العربيّة وبسبب إعرابه علي أنّه مفعول به يتميّز عن محلّه التوكيدي في أكثر الأحيان، بينما تستخدم الكلمات الثلاثة؛ خود، خويش وخويشتن في اللغة الفارسيّة للمفعول به تارة وللتوكيد تارة أخري. هذه الدراسة تقوم علي المنهج الوصفيّ-التحليليّ لإبراز ما يُلاحظ من الدقائق اللطيفة والظرائف الخاصة بين النحو العربيّ واللسانيات اتكالاً علي الضمائر التي تسمى بالضمائر المنعكسة ودلالتها وعلي ما يعادلها في العربيّة وكشف أهمّ مشاكل الترجمة الفارسيّة لهذا المصطلح وفي ختام هذا البحث، اتّضح لنا أنّ هناك تعثرات في الترجمة الفارسيّة تتمثل في الناحيتين؛ الأولي، عدم انتباه المترجمين إلي الفروق المعنوية لظاهرة الانعكاس، بين المفعولية والتوكيدية في اللغة الفارسيّة والثانية عدم اهتمامهم بالمعاني الدقيقة للأفعال، وللحصول علي الترجمة المطلوبة اقترحنا استخدام تقنية الإيضاح.
  • چكيده فارسي
    هدف مسأله هم ارزي در ترجمه ضماير ازديرباز در زمره موضوعات مورد بحث مطالعات ترجمه بوده و در اين مقاله به عنوان هدف اصلي پي گرفته شده است. شايان ذكر است كه پژوهشگران با تكيه بر دستاوردهاي دانش زبان شناسي، قادر بوده اند گام هاي مؤثري را در اين زمينه بردارند و با استفاده از نتايج مطالعات زبان شناسي كه سنجه هم ارزي به شمار مي آيد، تشابهات و اختلافات ميان زبان ها را كشف كرده اند. در اين ميان ضمير انعكاسي پديدهاي زباني است كه در دانش زبان شناسي مورد مطالعه قرار گرفته و بنابر تحقيقات انجام شده، اين ضمير در هر زبان به شكلي خاص نمود يافته؛ گاهي (( إعراب )) نقش مفعولي و گاهي نقش تأكيدي را دارا بوده است. در زبان عربي به خاطر وجود ويژگي تفكيك نقش مفعولي از تاكيدي به آساني صورت مي گيرد. اين در حالي است كه در زبان فارسي سه واژه ((خويش، خويشتن و خود)) هم براي نقش مفعول به كار مي روند و هم براي تاكيد. اين پژوهش با تكيه بر روش توصيفي- تحليلي تلاش دارد تا وجوه مشترك نحو عربي و دانش زبانشناسي را درباره پديده زباني انعكاس، بيان نمايد و سپس اصلي ترين چالش مترجمان فارسي زبان را در مواجهه با ترجمه آن كشف كند. نتايج اين پژوهش نشانگر آن است ترجمه هاي فارسي عمدتا دو ايراد دارند؛ نخست آنكه تفاوت هاي ميان انعكاسي مفعولي و انعكاسي تأكيدي ناديده گرفته شده است و ديگر آنكه به معاني افعال توجه در خوري نشده است؛ و به همين خاطر ترجمه ها فاقد هم ارزي هستند. از اين رو پيشنهاد مي شود براي رفع اين مشكل از تكنيك تصريح استفاده شود.
  • چكيده لاتين
    Equivalence in translating pronouns has been for a long time among the most discussed issues in translation studies and was the main objective of this study. It is worth noting that relying on linguistic findings, researchers have done effective works in this regard. They have discovered similarities and differences of languages through linguistic studies, known as equivalence assessment or comparative studies. Reflexive pronoun is a linguistic element that has been the subject of many linguistic studies. The studies show that this pronoun has been used differently in different languages having an objective or an emphatic function. In Arabic, the differentiation between objective and emphatic functions is easy because of the existence of diactrics, while in Persian the words Khish, khishtan and Khod, all meaning self, can have objective and emphasis functions. Using a descriptive-analytical method, this study tried to explicate the common aspects of Arabic and Persian in reflexivity. It then tried to explore the main challenges of Persian translators of Arabic facing the pronoun. Results show that Persian translations almost have two main problems. The first is that the differences between the objective and emphatic functions which have been ignored. The second is that enough attention has not been paid to the meaning of verbs. So the translations are not equivalent. Explicitation is proposed then as a strategy for resolving the problem
  • كليدواژه
    الترجمة , اللسانيات التقابلية , ظاهرة الانعكاس , أوجه التشابه و الاختلاف
  • سال انتشار
    2020
  • عنوان نشريه
    دراسات في اللغه العربيه و آدابها
  • فايل PDF
    8609946