شماره ركورد كنفرانس
3993
عنوان مقاله
بررسي تمثيل«شاهباز سدرهنشين» غزل حافظ به عنوان نماد غربت انسان
پديدآورندگان
كارگر شهرام دانشجوي دكتري زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه فردوسي مشهد (نويسندهي مسئول) , مهدوي محمّدجواد عضو هيئت علمي گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه فردوسي مشهد
تعداد صفحه
20
كليدواژه
باز , غربت , عطّار , مولوي , حافظ.
سال انتشار
1397
عنوان كنفرانس
13th Gathering International Promote Language and Persian Literature
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
«شاهباز سدره نشين»، كه در غزلي از حافظ آمده، نماد انسان عارف يا انساني است كه منزلگاه قرب خداوند را تجربه كرده و سپس از بهشت قرب رانده شده و در دنياي خاكي به غربت افتاده است. در مورد تصوير شاهباز سدره نشين -نماد انسان غريب- در لايۀ پنهان غزل حافظ، رد پايي از آثار عرفاني پيش از وي قابل مشاهده است. از جمله داستان«باز و پيرزن» كه در آثاري از عطّار و مولوي براي بيان موضوع غربت و دورماندن انسان از مقام قرب الهي آمده و گويا حافظ نيز به همين داستان نظر داشته است؛ همچنين كشف المحجوب هجويري اشارتي به اين داستان دارد. در اين پژوهش كه از نوع بنيادين و مبتني بر شيوۀ كتابخانه اي است، بر آنيم تا ضمن بررسي شيوۀ بيان اين حكايت در هر اثر و مضمون آن كه مبتني بر بيان مسألۀ غربت انسان است، به بازتاب آن در غزل حافظ و پيشينه داشتن اين تمثيل و نيز بهره گيريِ تقريباً همسان حافظ با عرفاي پيش از وي از اين حكايت بپردازيم. بر اين اساس ابتدا سيماي موضوع پژوهش تشريح شده و حكايات عرفاني منطبق با تمثيل را بررسي مي كنيم، آنگاه با تطبيق غزلي از حافظ با حكاياتي از هجويري، عطّار و مولوي كه به نوعي مضمون تمثيل مورد نظر را در خود دارند، منشور ذهني حافظ و ظرفيت محدود غزل او در پرورش موضوع غربت با بهره گيري از نماد«شاهباز سدره نشين» نمايانده شده است. در اين سير محوريّت روايت پرسابقۀ«باز و پيرزن» در خلق حكايات مشخّص شده و برآيند كلّي اين مقايسه با توجّه به نتايج مذكور، ناظر بر توجّه مشهود حافظ به حكايت پيشينه دار«باز و پيرزن» در ژرفساخت اين غزل و تمثيل«شاهباز سدره نشين» است.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک