• شماره ركورد كنفرانس
    4119
  • عنوان مقاله

    وقوع بيماري مايكوپلاسموزيس و تلفات ناشي از آن در بره ها و گوسفندان نژاد رومانوف در اطراف تبريز

  • پديدآورندگان

    طلوعي محمد دانشيار گروه علوم درمانگاهي دانشگاه تبريز , امدادي محدثه mohadese.emdadi@gmail.com دانش آموخته دامپزشكي دانشگاه تبريز

  • تعداد صفحه
    6
  • كليدواژه
    مايكوپلاسموزيس , گوسفند , رومانوف , تبريز
  • سال انتشار
    1396
  • عنوان كنفرانس
    دهمين گردهمايي ملي دامپزشكي علوم باليني ايران
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    مايكوپلاسما (آكوله پلاسما يا اوره¬و¬پلاسما) باكتري¬هاي گرم منفي فاقد ديواره¬ي سلولي بوده كه با چسبيدن به غشاي پلاسمايي بيماري¬هاي مختلفي را در گوسفند از جمله ناهنجاري¬هاي دستگاه تناسلي، ورم پستان، درگيري سيستم تنفسي، كونژنكتويت و تورم مفاصل ايجاد مي كنند. در حالت كلي، مايكوپلاسما به تنهايي در گوسفند سبب پنوموني ملايم و تحت باليني مي¬شود ولي در تركيب با عوامل و اجرام ديگر در ريه مي¬تواند سبب پنوموني پيشرونده مزمن يا انزوتيك گردد. مايكوپلاسما ديس پار داراي اثرات سايتوپاتوژن بوده حركات مژك ها را در سلول هاي اپي تليال متوقف كرده و آنها را تخريب مي كند. يا مايكوپلاسما اووي پنومونيه خاصيت كلونيزه شدن در ريه ي گوسفندان داشته و پنوموني ملايم ايجاد مي كند اما آنها در تركيب با پاستورلا در گوسفندان سبب پنوموني اكسوداتيو پروليفراتيو شديد مي شود. در اين گزارش به درگيري و تلفات ناشي از مايكوپلاسموزيس در يك گله از نژاد گوسفندان رومانوف پرداخته شده است. در پاييز سال 1396، گله ي 35رأسي گوسفند نژاد رومانوف در اطراف تبريز به دليل تلفات مراجعه شد. در بين اين گوسفندان، 3رأس تلفات داشتند كه بره هاي 8ماهه تا يك ساله بودند و درمعاينه ي باليني دو رأس درگير علائم زير مشاهده شد: تب نسبتاً بالا(40 درجه)، بي اشتهايي و توقف نشخوار. حيوانات درگير كاملاً افسرده بوده و جدا از گله به صورت بي حركت مي ماندند. سرفه و ريزش مختصر ترشحات چركي از بيني مشهود بود. در معاينه ي ريه صداهاي مالشي و صداي رال مرطوب مشخص بود. يكي از دام ها كه به شدت درگير بود مورد كالبدگشايي قرار گرفت. در محوطه ي جنب مايعات فراوان به رنگ زرد قهوه اي و حاوي لخته هاي فيبريني چركي مشاهده شد. در بين لوب هاي ريه هم تغيير رنگ بصورت خاكستري و قرمز تيره مشاهده مي شد. در آزمايش پاتولوژي نكروز برونشيولار و برونشيت پيشرفته ي فيبريني مشاهده مي شد. عقده هاي لنفاوي ناي برونشي نيز درگير بوده و همچنين عقده هاي لنفاوي مدياستن ادماتوز و حاوي خونريزي بودند. نكروز انعقادي و ادم آلوئولار در لوب هاي ريه ديده مي شد. باتوجه به يافته هاي باليني و پاتولوژيكي، بيماري مايكوپلاسموزيس تشخيص داده شد و براي درمان از برخي داروهاي آنتي بيوتيك مثل فلورفنيكل، تتراسايكلين و نيز داروي فلونكسين مگلومين و ويتامينA استفاده شد. در يك رأس درگير پاسخ درماني بصورت متوسط بود ولي با تجويز اين داروها با دوز پيشگيرانه به بقيه ي گله و جداسازي دام هاي مريض، از ابتلاي بيماري ساير دام ها جلوگيري بعمل آمد.
  • كشور
    ايران