شماره ركورد كنفرانس
5217
عنوان مقاله
بررسي تطبيقي كهن الگوي قهرمان و سايه در داستانهاي عاميانة فارسي و كُردي (با تكيه بر داستانهاي ماه پيشوني و فاطمه و كفش بلورين)
پديدآورندگان
مبارك وحيد Vahid_mobarak@yahoo.com گروه زبان وادبيات فارسي، دانشگاه رازي كرمانشاه. , همّتي زهرا zah.hema.literature@gmail.com دانشگاه رازي كرمانشاه
تعداد صفحه
19
كليدواژه
نقد كهن الگويي , كهنالگوي قهرمان , قصه هاي عاميانه , ماه پيشوني و فاطمه و كفش بلورين
سال انتشار
1401
عنوان كنفرانس
دوازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
افسانهها و داستانهاي عامه برخاسته از لايه هاي ژرف ناخود آگاه جمعي بشرند و بستري مناسب را براي ظهور انگارههاي كهنالگويي فراهم ميسازند. افسانهها و داستانهاي عاميانة ايراني هم مانند افسانههاي ساير اقوام داراي دو لايه رو ساخت و ژرف ساختاند؛ از اين روي قابليت آن را دارند تا از ديدگاههاي گوناگون، از جمله نقد كهن الگويي بررسي شوند. اين نوشتار مي كوشد تا با رويكرد تطبيقي دو داستان عاميانة فارسي و كُردي ماه پيشوني و فاطمه و كفش بلورين را به شيوه توصيفي - تحليلي بكاود و از منظر نقد كهن الگويي(قهرمان و سايه) بررسي كند. يافتهها نشان ميدهند كه خير و شر يكي از بنمايههاي برجسته در دو داستان هستند. اين بنمايه، بستري را براي ظهور انگارههاي كهن الگويي در بافت روايي افسانه ها فراهم ميسازد. كهن الگوهاي نمود يافته در اين افسانه ها عبارتند از: قهرمان، سايه، پير خرد، نوزايي، آنيما، نقاب و ... در تقابل نيروهاي خير و شر، كهن الگوي قهرمان ظهور مييابد تا چالشهاي ضد قهرمان را برطرف سازد. از آنجا كه همواره نيروهاي خير در افسانههاي كردي پيروزند، قهرمان در رويارويي با چالشهايش ياريگران و راهنماياني دارد. در اين افسانهها شخصيت هاي ضدقهرمان در كهنالگوي سايه نمود مي يابند. قهرمان هم با ياري انگارههاي كهن الگوي پيرخرد و يا با كمك كهنالگوي نقاب اين دشواريها را از سر مي گذراند.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک