• شماره ركورد كنفرانس
    5217
  • عنوان مقاله

    بررسي شيوه هاي بازنماييِ جايگاه اجتماعيِ «شخصيت هاي زن» در داستانِ كوتاه دهة 20 «با تكيه بر داستان هاي ابراهيم گلستان»

  • پديدآورندگان

    هاشمي نجمه najmehhashemii1401@gmail.com گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشكدة ادبيات و علوم انساني، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامي، تهران، ايران.

  • تعداد صفحه
    16
  • كليدواژه
    داستان كوتاه , دهة 20 , جايگاه اجتماعي زنان , ابراهيم گلستان
  • سال انتشار
    1401
  • عنوان كنفرانس
    دوازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    با نگاهي گذرا به آثار داستاني دهة بيست تا دهة پنجاه خورشيدي، به وضوح نفوذ رئاليسم در بطن و متن داستان ها مشاهده مي شود. شخصيت هاي رئاليستي در داستان كوتاه معمولاً جايگاه اقتصادي – اجتماعيِ سطح پائين تري دارند و دچار مشكلاتي مي شوند يا تجربه‌هايي را از سر مي گذرانند كه با جايگاه فرومرتبة آنان در سلسله مراتب اجتماعي تطابق دارد. پژوهش حاضر به شيوة توصيفي – تحليلي تلاش مي كند به اين پرسش پاسخ دهد كه با توجه به ديدگاه رئاليستي حاكم بر داستان كوتاه در دهة بيست، ابراهيم گلستان چه تصويري از «زن» و «جايگاه اجتماعي وي» در اين مقطع تاريخي ترسيم كرده است؟ يافته ها نشان مي دهد كه شخصيت هاي «زنانه» در اين داستان ها و شيوة پردازش آن ها به گونه اي است كه در ارتباط با ساير شخصيت ها معرفي مي شوند. اين شخصيت ها نقش مؤثري در ارائة تصويري كامل از زن در جامعه دارند و هر يك از آن ها نمادي از يك طبقة اجتماعي خاص هستند. هيچ كدام از شخصيت هاي «زن» در اين داستان ها به شيوة مستقيم معرفي نشده اند و «كنش ها»، «افكار» و «گفتار» آن ها ابزار اصلي نويسندگان براي شناساندن اين شخصيت ها به خواننده هستند. «انتخاب» اسامي شخصيت‌ها و شيوة نامدهي آن ها نيز از ابزارهايي است كه نويسنده تحت تأثير عوامل مختلفي از قبيل جايگاه اجتماعي «زنِ شاغل، خانه دار، خدمتكار و ...» انتخاب كرده و گاه نيز در «تناقض» با ويژگي هاي شخصيت، برگزيده شده اند. به نظر مي رسد تناقض ها و دوگانگي هايي كه در انتخاب نام هاي زنان مشاهده مي شود، با هدف به تصوير كشيدن تناقضات، آشفتگي ها و تعارضات جامعه باشد. شخصيت ايستاي زنان در عرصة داستان هاي كوتاهِ گلستان «پويايي و حركت تكاملي» شخصيت هاي مرد را ندارد و كشمكش ها، دوگانگي ها، عواطف و خواسته هاي آنان هيچ گاه دروني نمي شود تا بتواند آنان را از كليت زنانگي به هويت «زن بودن» برسانند. اين زنان نام هاي گوناگون؛ اما ويژگي هايي مشتركي دارند كه بر اثر ناهنجاري‌هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي محكوم به رنج كشيدن هستند.
  • كشور
    ايران