شماره ركورد كنفرانس
5217
عنوان مقاله
تعامل و تقابل «خود» و «ديگري» در رمانهاي معاصر افغانستان
پديدآورندگان
حاجيآقا بابايي محمدرضا hajibaba@atu.ac.ir دانشگاه علامه طباطبايي. , الطاف عصمت esmat.eltaf@gmail.com دانشگاه علامه طباطبايي
تعداد صفحه
20
كليدواژه
خودي , ديگري , مهاجران افغانستاني , رمان سفر خروج , رمان پايان روز
سال انتشار
1401
عنوان كنفرانس
دوازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
مهاجرت پديدهاي تاريخي است كه در دورهاي گوناگون در ميان اقوام بشر وجود داشته است و يكي از دلايل آن، گريختن از وضعيت بد، براي رسيدن به وضعيت بهتر بوده است. در هر مهاجرتي، ميان فرد مهاجر و جامعه مهاجرپذير، رابطهاي تقابلي تحت عنوان «خود» و «ديگري» شكل ميگيرد و اين رابطه با توجه به نوع آن، اثرات گوناگوني در زندگي فردي و اجتماعي مهاجران باقي ميگذارد. تحقيق حاضر به روش تحليلي كيفي، رمانهاي «سفر خروج» اثر محمدآصف سلطانزاده و «پايان روز» اثر محمدحسين محمدي را با هدف واكاوي روابط مهاجران افغانستاني در كشور ميزبان بررسي كرده است. يافتههاي پژوهش نشان ميدهند كه در اين رمانها موضوع «خود» و «ديگري» در روابط مهاجران افغانستاني و ايرانيها پررنگ است. مهاجر افغانستاني از منظر فرد ايراني فاقد هر نوع حق شهروندي و عقبمانده به شمار ميآيد است و تعامل و گفتوگوي چنداني ميان خودي و ديگري شكل نميگيرد. با توجه به اين رمانها چون مهاجران افغانستاني، بيشتر فرصتهاي شغلي طبقه فرودست و كارگر جامعة ميزبان را عهدهدار ميشوند و مزد كمتري ميگيرند، مورد توجه صاحبان كسب و كار و فرادستان جامعه هستند و همين مسئله پديدآورندة روابط تقابلي بين مهاجران و طبقة كارگر جامعة ايران شده است.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک