شماره ركورد كنفرانس
5224
عنوان مقاله
فلسفه حقوق بشر مباني انسانشناختي با نگاهي به جهان نگرش اسلامي
پديدآورندگان
اميدي حميد دانشگاه تهران
تعداد صفحه
18
كليدواژه
انسان , انسان شناسي , حقوق بشر , كرامت ذاتي , آزاديهاي عمومي
سال انتشار
1400
عنوان كنفرانس
صلح پژوهي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
انسانشناسي را بايد به مثابه فرانظريه براي حقوق بشر تلقي كرد فرانظريهها به بخشي به بخش هستيشناسي، معرفتشناسي و روششناسي تقسيمميشوند. انسانشناسي اما مبنا و بنياد هر نظريهاي در علوم انساني است، چنانكه حقوق بشر بدون مبادي انسانشناختي امكان بروز و ظهور معرفتي ندارد. به عبارت ديگر بين انسانشناسي حقوق بشر پيوندي ناگسستني وجود دارد، چه مبناي حقوق بشر را حقوق طبيعي بدانيم يا تلقي پوزيتيويستي از آن داشته باشيم و يا در سايه مكتب تاريخي بدان بنگريم. انسان در جهان نگرش اسلامي جانشين خدا و به مثابه خليفه الله است كه همين جانشيني به او كرامت ذاتي بخشيده است و به واسطه كرامت ذاتي هر انسان تنها از حيث انسان بودن برخوردار از حقوقي است كه آنرا حقوق بشر ميناميم و چنانچه به دليل اصل آزادي و عامليت در جامعه و سير تاريخي جوامع او را برخوردار از آزاديهاي عمومي بنيادين نموده است. انسان اسلامي در سطح تكويني و وجودي بشر نام دارد كه بر آنها تفاوت و درجاتي حاكم نيست، هر انسان به مثابه بشر حق دارد واجد حقوقي از حيث انسان بودن باشد اما در جايگاه خود انساني ميتوان انسانها را متفاوت از هم دانست. انسان اسلامي به واسطه برخورداري از فطرت با حقوق فطريه ارتباط مييابد حقوقي كه همان حقوق طبيعي در زبان معاصر حقوق بشر است. اين مقاله در پس پاسخ به اين پرسش است كه آيا حقوق بشر برخواسته از انسان به طور عام و انسانشناسي در جهان نگرش اسلامي وجود دارد. پاسخ سوال در قالب فرضيههايي پاسخ مثبت به اين سوال است. يعني انسانشناسي به مفهوم عام و انسانشناسي در جهان نگرش اسلامي ميتواند مبناي شكلگيري حقوق بشر و آزاديهاي عمومي باشد.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک