• شماره ركورد كنفرانس
    5559
  • عنوان مقاله

    مدل پيشنهادي برنامه درسي در نظام آموزش مهارتي و حرفه‌اي در علوم پزشكي

  • پديدآورندگان

    شهبازي سارا دانشجوي دكتري تخصصي آموزش پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، تهران، ايران , احمدي سليمان دانشيار آموزش پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، تهران، ايران

  • تعداد صفحه
    5
  • كليدواژه
    برنامه درسي , مدل , آموزش مهارتي , آموزش فني و حرفه‌اي , علوم پزشكي
  • سال انتشار
    1400
  • عنوان كنفرانس
    هويت ايراني برنامه درسي و آموزش در عصر پسا كرونا
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    عليرغم تجربه طولاني ايران در برگزاري آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي و گام‌هايي كه در سال‌هاي اخير در شناساندن و معرفي اهميت نقش آموزش‌هاي مهارتي برداشته شده است اما بايد اعتراف كرد اين تلاش‌ها به‌هيچ‌عنوان كافي نبوده است. شيوه‌هاي نامناسب و منسوخ آموزش در حوزه مهارتي در مقايسه با ساير كشورها، حكايت از فاصله زياد ما با استانداردهاي جهاني اين بازار دارد. آموزش مهارتي و حرفه‌اي تنها در مواردي مفيد است كه آموزش‌هايي كه ارائه مي‌دهد نيازهاي بازار را برآورده كند. انعكاس نيازهاي بازار كار در برنامه آموزشي مهارتي و حرفه‌اي، براي نظام آموزشي يك جامعه كه قصد توسعه و بالندگي ملي را دارد يك ضرورت انكارناپذير است (1). انسجام، يكپارچگي، تناسب و پيوستگي بين آموزش‌هاي رسمي و غيررسمي در ارتقاي مهارت‌آموزي جوامع نقش بسيار ارزنده‌اي دارد. درحالي‌كه نتايج مطالعات در ايران نشان‌دهنده عدم توفيق در اين امر مهم است. به‌هرحال با گذشت بيش از يك ربع قرن از روند برنامه‌ريزي، سيستم آموزش‌وپرورش در آموزش فني و حرفه‌اي هيچ برنامه آموزشي جامعي ندارد كه بتواند متناسب با برنامه‌ريزي نيروي انساني باشد و تاكنون هيچ هدف مناسب و مشخصي را بررسي نكرده است و تلاش‌ها بيشتر در توسعه كميت و نه كيفيت بوده است. با مروري بر سيستم‌هاي آموزشي سراسر دنيا، كشورهايي كه داراي يك سيستم فني و حرفه‌اي قدرتمند و دقيق هستند از وضعيت رفاهي بالاتري برخوردار هستند و اين نشان مي‌دهد كه وضعيت آموزش فني و حرفه‌اي در كشور ما متزلزل و بي‌كيفيت است (2). در اين ميان عدم يكپارچگي بين وزارت علوم و وزارت بهداشت در موضوع آموزش مهارتي باعث شده است كه برخلاف ساير كشورهاي دنيا، آموزش مهارتي در علوم پزشكي در مسيري منفك و از سال 1397 آغاز گردد. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، به‌عنوان يكي از گسترده‌ترين سازمان‌هاي مسئول در قبال سلامت جامعه، از خيل عظيمي از كاركنان در رده‌هاي مختلف شغلي برخوردار است كه وظايف و نقش‌هاي متعددي بر عهده دارند ولي نتايج مطالعات مختلف نشان‌دهنده اين است كه بين توان بالقوه كاركنان دانش‌آموخته سيستم‌هاي سلامت و عملكرد كنوني آن‌ها فاصله زيادي وجود دارد (3). نتايج مطالعات نشان داده است كه اعتقاد دانش‌آموختگان علوم پزشكي بر اين است كه آموزش‌هاي رسمي و تحصيل در طول دوره دانشگاه، نمي‌تواند به‌طور كامل مهارت‌هاي موردنياز بازار كار را به آن‌ها آموزش دهد و دوره‌هاي توسعه مداوم حرفه‌اي نيز بااينكه رشدي سريع‌تر از آموزش آكادميك نشان مي‌دهند، به دليل محدوديت‌هاي منابع، زمان، پوشش نيازها و ... خيلي نمي‌تواند پاسخگوي نيازهاي آنان باشد. در سراسر دنيا نيز شواهد كمي وجود دارد كه آموزش رسمي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي علوم پزشكي، توانسته باشد دانش، نگرش و مهارت آن‌ها را كاملاً تأمين نمايد و اغلب نتايج مطالعات نشان‌دهنده فقدان دانش و مهارت بين كلينيسين‌ها و مديران مي‌باشد كه خود، مانع مهمي براي دستيابي به ارتقاي كيفيت در سيستم ارائه خدمات مي‌باشد (4). راه چاره براي اين مسئله داشتن برنامه‌هاي آموزش مهارتي در راستاي نياز افراد مي‌باشد چراكه آموزش‌هاي آكادميك معمولاً مبتني بر نياز نبوده و معمولاً بين عرضه و تقاضا، گپ وجود دارد. برگزاري دوره‌هاي آموزش مهارتي مي‌تواند مانند يك پل، اين فاصله را از بين ببرد (5). لذا با توجه به نوپا بودن مركز ملي آموزش مهارتي و حرفه‌اي علوم پزشكي ايران، انجام يك گستره پژوهي بر برنامه‌هاي درسي موجود در آموزش مهارتي سراسر دنيا مي‌تواند به اين سؤال پاسخ دهد كه: بهترين و مناسب‌ترين برنامه آموزشي براي آموزش مهارتي و حرفه‌اي در علوم پزشكي چه ويژگي‌هايي بايد داشته باشد؟
  • كشور
    ايران