عنوان مقاله :
نقش شبكه مدارس اسلامي در شكل گيري انقلاب اسلامي ايران از منظر سرمايه اجتماعي؛ مورد مطالعاتي مدارس اسلامي « جامعه تعليمات» و « رفاه»
عنوان به زبان ديگر :
Social critique in the thought of Imam Khomeini (Text in Persian)
پديد آورندگان :
دارا، جليل دانشگاه تربيت مدرس
كليدواژه :
انقلاب اسلامي ايران , مدارس اسلامي , شبكه , سرمايه اجتماعي
چكيده فارسي :
چنانچه تحولات سال 1979 ميلادي در ايران را مرور كنيم به خوبي در مي يابيم كه جريان هاي مختلف سياسي در ايران در مخالفت با نظام سياسي حاكم (حكومت پهلوي) فعاليت مي كردند كه هر كدام بدنبال ايجاد تغييرات اساسي بر مبناي عقايد و ديدگاه سياسي خويش بودند. اما در اين ميان نقش شبكه هاي مختلف اجتماعي نظير احزاب، انجمن ها، مساجد، هيات هاي مذهبي و مدارس اسلامي كه هركدام ضمن تعلق به جريان هاي مذكور، در ايجاد همگرايي بين انقلابيون و اعتمادسازي نسبت به جريان انقلابي اسلامي، انكار ناپذير است. در اين پژوهش قرار است با نگاهي متفاوت يعني از منظر سرمايه اجتماعي به چگونگي نقش شبكه مدارس اسلامي در شكل گيري انقلاب اسلامي بپردازيم. فرضيه ما در اين تحقيق اين است كه شبكه مدارس اسلامي به عنوان يك سرمايه اجتماعي در اختيار انقلابيون اسلام گرا، زمينه ايجاد همكاري بين گروهي را فراهم نموده و با اتكاء به هنجارهاي قوي همياري و ايجاد اعتمادسازي، اقدام موثري را در زمينه فراگيرشدن مخالفت ها با رژيم حاكم صورت داد. در اين پژوهش، دو مطالعه موردي "مدارس اسلامي جامعه تعليمات" و "مدرسه اسلامي رفاه" مورد بررسي قرار مي گيرد. روش بكارفته در اين پژوهش توصيفي- تحليلي و مبتني بر داده هاي اسنادي است
چكيده لاتين :
The critique is one of the inevitable means of organizing society. Hence، in various intellectual traditions of human thought، there have been significant attempts to establish and consolidate theoretical foundations of critique and the theory of social critique as a form of critique. Due to the important role of social critique in excellence and promotion of collective life and the establishment of a desirable social system and in view of the position of Imam Khomeini as a religious scholar and social reformer، the subject of social criticism in the thought of this thinker was investigated. The purpose of this paper is to analyze and evaluate Imam Khomeini's thoughts on social critique and to measure their attitude toward critical thinking and ultimately to explore the possibility of discovering and deducing a systematic and coherent framework for social critique using their thinking and practical experience during the period of sovereignty. The hypothesis is that from the perspective of Imam Khomeini، social critique، relying on a special understanding of man and within the framework of criteria such as maintaining human dignity، public interest، and observance of the principles of the Shari'a، are recognized as a universal right and duty and social responsibility. The meaning of this is that social critique from Imam Khomeini's point of view is an intracultural category that is possible within the framework of common values of the community and within the meaning of the tradition.
عنوان نشريه :
پژوهشنامه انقلاب اسلامي - دانشگاه بوعلي سينا
عنوان نشريه :
پژوهشنامه انقلاب اسلامي - دانشگاه بوعلي سينا