عنوان مقاله :
اثربخشي آموزش فنون مثبت نگري تلفيقي بر رضايت زناشويي زنان مراجعه كننده به مراكز درماني
عنوان به زبان ديگر :
The Effectiveness of Combined Positive Techniques Training on Marital Satisfaction of Women Referred to Medical Centers
پديد آورندگان :
عسگري، محمد دانشگاه علامه طباطبائي , تركاشوند، فاطمه دانشگاه علامه طباطبائي
كليدواژه :
رضايت جنسي , رابطه جنسي , رضايت زناشويي , تعارض خانواده , آموزش فنون مثبت نگري تلفيقي
چكيده فارسي :
هدف پژوهش حاضر تعيين اثربخشي آموزش فنون مثبتنگري تلفيقي بر رضايت زناشويي زنان متأهل داراي نارضايتي زناشويي مراجعهكننده به مراكز درماني شهر ملاير در سال 1395 بود. روش پژوهش از نوع نيمهآزمايشي با طرح گروه كنترل نامعادل بود. از بين زنان متأهل داراي نارضايتي زناشويي، به روش نمونهگيري در دسترس، نمونهاي به حجم 36 نفر (18نفر گروه آزمايش، 18 نفرگروه كنترل) انتخاب شد. دو گروه از لحاظ سن، جنسيت، مدت زمان ازدواج، وضعيت اقتصادي و ميزان تحصيلات همگن شد. گروه آزمايش 9 جلسه 90 دقيقهاي آموزش فنون مثبت نگري تلفيقي سليگمن و اليس دريافت كرد. اما گروه كنترل آموزشي دريافت نكرد. براي اندازهگيري رضايت زناشويي در پيشآزمون و پسآزمون از پرسشنامه رضايت زناشويي انريچ فرم بلند (1989) استفاده شد. تحليل دادهها با استفاده از تحليل واريانس چند متغيره (MANOVA) براي نمرات افتراقي نشان داد كه آموزش فنون مثبت نگري تلفيقي بر رضايت زناشويي، رابطه جنسي، تحريف آرماني، مسائل شخصي، ارتباط، حل تعارض و خانواده و دوستان مؤثر بود و آنها را بهبود بخشيد (05/0p<)؛ اما بر مديريت مالي، فعاليتهاي اوقات فراغت، فرزند و فرزند پروري، مساواتطلبي نقشها و جهتگيري مذهبي تأثير معناي داري نداشت.(05/0p>). پس ميتوان نتيجهگيري كرد كه آموزش فنون مثبت نگري تلفيقي بر رضايت زناشويي زنان متأهل داراي نارضايتي زناشويي مؤثر بوده و از آن ميتوان براي افزايش رضايت زناشويي استفاده كرد.
چكيده لاتين :
The purpose of this study was to determine the effectiveness of combined positive techniques training on marital satisfaction of women referred to Malayer medical centers. The research method was quasi-experimental with non - equivalent groups. The statistical population consisted of all married women of Malayer city who had marital dissatisfaction. The statically sample comprised of 36 people (18 people in test group and 18 people in control group) which selected through available sampling method from counseling centers. Both groups were matched for age, sex, length of marriage, economic status and level of education. The test group were trained by Seligman and Ellis positive techniques in nine 90-minute sessions. The scale used in this research was long form of Enrich marital satisfaction questionnaire to measure marital satisfaction in the pretest and post-test methods. The results showed that the combined positive techniques training was effective on the marital satisfaction of women, sexual relationship, ideal distortion, personal issues, communication, conflict resolution and family and friends and improved them, (p>05); But on economic management, leisure time activities, children and parenting, equalitarian roles, religious orientation had no significant effect (p> 0.05). It is suggested that the positive techniques training be applied in order to increase marital satisfaction and reduce the tendency of divorce in society.
عنوان نشريه :
مطالعات روانشناسي باليني
عنوان نشريه :
مطالعات روانشناسي باليني