كليدواژه :
نگرش و هنجار ذهني مؤدي , نيت , نظريه واكنش منطقي , دين اسلام , تمكين ماليات اسلامي
چكيده فارسي :
مقدمه: از جمله معيارهاي اثرگذار بر تمكين ماليات اسلامي عوامل دروني مؤديان مانند نيت، نگرش و هنجار ذهني آنان است. همچنين، تا زماني كه مؤدي ماليات اسلامي ضرورت، اهميت و فوايد پرداخت خمس و زكات را نداند آن را پرداخت نميكند. از اين رو، لازم است ابعاد رفتاري تمكين مالياتي مؤديان (اشخاص حقيقي) بررسي شده و اثر پرداخت ماليات اسلامي بر حل مشكلات اقشار ضعيف جامعه مشخص شود. در اين راستا، پژوهش حاضر به بررسي رابطه بين نيت، نگرش و هنجار ذهني مؤدي با تمكين ماليات اسلامي ميپردازد.
روش پژوهش: اين پژوهش از لحاظ هدف، كاربردي و از نظر ماهيت و روش پيمايشي-ميداني بوده و با استدلال استقرايي انجام شده است. جامعه آمارى پژوهش را استادان حوزههاي علميه و دانشگاه، حسابرسان، حسابداران و صاحبان مشاغل و اشخاص حقيقي مراجعهكننده به مؤسسات خيريه براي پرداخت خمس و زكات در سال 1394 تشكيل ميدهد. دادههاي پژوهش با استفاده از پرسشنامه كتبي جمعآوري شده و فرضيههاي پژوهش با دو روش همبستگي پيرسون و معادلات ساختاري بررسي شده است.
يافتهها: نتايج پژوهش حاكي از آن است كه نگرش و هنجار ذهني در سطح هر مؤدي (شخص حقيقي) با تمكين ماليات اسلامي رابطه معنيداري دارد. همچنين، نيت مؤدي ماليات اسلامي بر رابطه بين نگرش و هنجار ذهني در سطح هر مؤدي (شخص حقيقي) با تمكين ماليات اسلامي اثر معنيداري دارد.
نتيجهگيري: ترغيب به پرداخت داوطلبانه خمس و زكات، يكي از رهيافتهاي مؤثر براي بهبود وضعيت معيشتي اقشار ضعيف جامعه است و مراجع ذيصلاح بايد با تقويت عوامل مؤثر بر تمكين مالياتي (نيت، نگرش و هنجار ذهني مؤدي مالياتي) از آن براي نيل به كاهش فقر اقتصادي با تشويق مؤديان استفاده كنند.
چكيده لاتين :
Introduction: Internal factors of taxpayers such as their intention, attitude, and subjective norm are among the criteria affecting Islamic tax compliance. Also, as long as the Islamic taxpayer does not know the necessity, importance and benefits of Khums and Zakat payments he will not pay the tax. Therefore,it is required to examine the behavioral aspects of taxpayers’ tax compliance (real people) and the impact of Islamic tax payment on solving the problems poor classes in the society. In this regard, this study investigates the relationship between intention, attitude, and subjective norm of taxpayers with Islamic tax compliance.
Method: this research is applied in terms of its purpose, it is a field survey in terms of the nature, and it was conducted by inductive reasoning. The statistical population consisted of instructors of Hawzahs and university, auditors, accountants, job owners, and real people went to charities to pay Khums and Zakat in 2005. The data were collected using a questionnaire and the hypotheses were tested by Pearson correlation coefficient and structural equations.
Results: The results of this research indicate that the attitude and the subjective norm at the level of each taxpayer (real person) have a significant relationship with the Islamic tax compliance. Further the intention of Islamic taxpayer has a significant effect on the relationship between attitude and subjective norm at the level of each taxpayer (real person) and Islamic tax compliance.
Conclusion: Encouragement to pay Khums and Zakat voluntarily is one of the effective approaches to improve the living conditions of poor classes of the society; the competent authorities should enhance the effective factors on tax compliance (intention, attitude, and subjective norm of taxpayer) to reduce the economic poverty through encouraging taxpayers.