عنوان مقاله :
كليدر، همنشيني شعرگونگي و رئاليسم: نگاهي دوباره به تاريخ رمان فارسي
عنوان به زبان ديگر :
Poetic Language and Realism in the Novel of Kelidar
پديد آورندگان :
شاكري، عبدالرسول سازمان مطالعه و تدوين (سمت) - پژوهشكدۀ توسعه و تحقيق علوم انساني، تهران، ايران , فرهمندفر، مسعود دانشگاه علامه طباطبايي - گروه زبان و ادبيّات انگليسي
كليدواژه :
كليدر , زبان , شعرگونگي , رئاليسم , سنت , تجدد
چكيده فارسي :
رمان كليدر نوشتۀ محمود دولتآبادي، بيآنكه در ژانر رمان عامّهپسند قرار گيرد، يكي از معروفترين و پرخوانندهترين رمانهاي فارسي است. يكي از شاخصههاي بسيار بحثبرانگيز اين رمان زبان آن بوده است كه به نظر ميرسد از جهات گوناگون با زبان رمان و رمان رئاليستي همخواني ندارد. در مقالۀ پيشِ رو، بر اساس نظريات وات (1957) دربارۀ ويژگيهاي رمان و تمايزات اين نوع ادبي نوظهور در سدۀ هجدهم ميلادي با انواع ادبي پيش از آن، انطباق كليدر با شش مؤلفه شامل پرداختن به جزئيها، پيرنگ، توصيف، شخصيت، زمان، و مكان، بهطور خلاصه، و مؤلفۀ زبان با تفصيل بيشتر بررسي شده است. اين بررسي نشان ميدهد كه كاربرد نقش ادبي زبان در كليدر به اندازهاي است كه اين اثر را ميتوان بازتاب شعرگونگي در رمان فارسي دانست. همچنين، كليدر از لحاظ تطابق با شش مؤلفۀ ديگر رمان نيز در حالت ميانه قرار ميگيرد و در نتيجه، ميتوان گفت نه به طور كامل به سنتهاي پيشامدرن قصهنويسي فارسي وفادار مانده و نه به طور كامل از الگوهاي رمان و مشخصاً رمان رئاليستي پيروي ميكند. با توجه به تاريخ پايان نگارش كليدر (1362 ش.) و تاريخ انتشار نخستين مجلد آن (1357 ش) و استقبال قشرهاي گوناگون جامعۀ ايراني از اين رمان، كه در ميانۀ سنت و تجدد معلق بوده است، ميتوان نتيجه گرفت كه ساختار معلق كليدر تابع وضعيت جامعۀ ايراني و بازنماي آن است و از اين جهت، ميتوان آن را در پيوند با رئاليسم نيز تفسير كرد.
چكيده لاتين :
One of the controversial indicators of Novel of Kelidar by Mahmoud Doulatabadi, is its language that seems incompatible with language of the novel and the realist novel. In this article according to watt (1957) on characteristics of the novel and distinctions of this emerging literary genre in 18 century with all genres before, the compatibility of Kelidar has been studied with six components, including the consideration of the details, the narrative, the description, the character, the time, and the place, in short, and the component of the language in more detail. This study indicates that the application of the literary role of language in Kelidar is so much that this work can be considered as a reflection of poetic language in the Persian novel. Also, Kelidar is in the middle position in terms of its compatibility with the other six components of the novel and consequently It can be said that he has not fully respected the pre-modern traditions of Persian scriptwriting, and not entirely follows the patterns of the novel and, in particular, the realist novel. Considering the ending time of the kelidar writing (1362 ) and publish date of the first volume (1357) and welcoming of this novel by the various sections of the Iranian society, which has been suspended in the midst of tradition and modernity, it could be concluded that the suspending structure of the kelidar depends on the Iranian society and represents it and so it can be interpreted in conjunction with realism.
عنوان نشريه :
پژوهشنامه مكتب هاي ادبي-دانشگاه مازندران