كليدواژه :
ملاصدرا , الهيات انفسي , الهيات آفاقي , الهيات خودي گرا , الهيات عالم گرا
چكيده فارسي :
يكي از مسايل بسيار مهم مورد گفتگو در الهيات، بهويژه در دوران معاصر، مسأله رابطه ميان انسان و خدا بوده است. اين مسأله در مقاله حاضر به سه گروه از مسايل كوچكتر تحليل شده است: آيا انسان و خدا با يكديگر رابطه انفسي دارند يا آفاقي؟ آيا خدا و انسان نسبت به هم خودي هستند يا ديگري؟ آيا انسان و خدا ارتباطي بيواسطه باهم دارند يا آن كه باواسطه عالَم با يكديگر مرتبط ميشوند؟ اين مقاله تلاش ميكند تا اولاً، مسايل سهگانه فوق را ضمن بيان سه رويكرد رايج در الهيات معاصر مغربزمين به رابطه ميان انسان و خدا، توضيح دهد، و ثانياً، در پرتو آن رويكردها، ديدگاه ملاصدرا پيرامون رابطه انسان و خدا را بازخواني كند. ما در اين بازخواني به دو ديدگاه يا دو نظريه از ملاصدرا رسيدهايم. در يك نظريه صدرا از الهياتي آفاقي-انفسي، عالمگرا، و نسبتاً ديگريگرا حمايت ميكند و در نظريه ديگر يك الهيات انفسي، انسانگرا، و خوديگراي خالص را تأييد ميكند. اين دو نظريه، بهرغم برخي اشتراكات جزيي، در اساس باهم اختلاف دارند و ناسازگارند. آيا تنها يكي از اين دو نظريه نظريه نهايي ملاصدراست؟ و اگر اينطور است كداميك؟ ما در آثار صدرا پاسخي قاطع و صريح براي اين سؤالات نمييابيم، مگر آنكه با تكيه بر مطالبي مثل آنچه او در جلد يك اسفار گفته است نظريه دوم را نظريه نهايي و شخصي او بدانيم. اما روشن است كه نظريه دوم قبل از ملاصدرا و توسط عارفان محيالديني هم مطرح ارايه شده است و نظريه جديدي نيست.
چكيده لاتين :
One of the most important issues discussed in theology, especially in contemporary times, has been the question of the relationship between man and God. The problem is dealt with in the present article analyzed in three groups of smaller issues: Is the relation between human beings and God subjective or objective? Is the relation between man and God based on selfness or otherness of God and man? Do human beings and God have an immediate relationship or they are related to each other via the world of creation? This article attempts to explain, first, the above three problems through expressing the three current approaches in contemporary Western theology to the relationship between man and God, and second, in light of those approaches, to re-read Mulla Sadra's view of the relationship between man and God. In this review we have come to two distinct views or theories of Mulla Sadra. In one theory, Sadra has offered a theology, which is objective-subjective, world based, and relatively based on otherness. and in another theory, he has confirmed a subjective, human based and purely selfness based theology. Despite some partial shared points, these two theories are fundamentally different and inconsistent with each other. Is only one of these two theories the personal and final theory of Mulla Sadra? If so, which of these two theories is the final and personal theory of Mulla Sadra? We do not find a clear-cut answer to these questions in Sadra’s works, but by relying on some of his writings, like that he has said in volume 1 of Asfar, we might be able to see the second theory as his final and personal theory. However, it is clear that the Mohiodinan mystics presented the second theory before Mulla Sadra, so it is not a novel theory of Sadra.