عنوان مقاله :
غربزدگي و اصالت
عنوان به زبان ديگر :
Gharbzadegi and Authenticity
پديد آورندگان :
كيخايي، آيدين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - پژوهشكده مطالعات فلسفي و تاريخ علم
كليدواژه :
جلال آل احمد , غربزدگي , اصالت , هويت , بازگشت به خويش
چكيده فارسي :
غربزدگي آل احمد از زمان نخستين چاپ آن در ابتداي دههي 1340 تا به امروز، كانون بحث و جدل و مناقشات نظري و سياسي بوده است. در اين ميان، يكي از نگرشهاي غالب به انديشهي آل احمد و ايدهي غربزدگي او در فضاي روشنفكري و دانشگاهي، به ويژه در دهههاي بعد از انقلاب، نگرشي است كه او را به عنوان روشنفكري «اصالت»گرا و مروج ايدهي «بازگشت به خويش» تفسير ميكند. در اين مقاله، با برجسته كردن ظرفيتهاي متن غربزدگي براي فرا رفتن از «اصالت»گرايي و نقد صريح آن بر ايدهي «بازگشت به خويش»، ميكوشيم تا نابسنده و يكجانبه بودن اين تفسير غالب را تبيين كنيم.
چكيده لاتين :
Since the time of its first publication in the 1960s up until now, Al-i Ahmad’s Gharbzadegi has been the locus of much controversy, both in academia and in politics. Among the various encounters with this influential text, one of the dominant interpretations, particularly in the decades after the 1979 Revolution, has been the one that reads Gharbzadegi in the framework of cultural essentialism, or “authenticity”, and as a call for a “return to self.” This essay aims to explicate the inadequacy and one-sidedness of this dominant interpretation through highlighting both the potentials of the text to move beyond cultural essentialism and its explicit critique of the notion of the “return to self”.
عنوان نشريه :
غرب شناسي بنيادي