كليدواژه :
انقلاب , شريعتي , هستي شناسي , روش پسكاوي
چكيده فارسي :
رويه مالوف در بررسي مفهوم انقلاب و انقلابي بسنده كردن به بخش سياسي انديشههاي شريعتي بوده است چرا كه شريعتي خود به اسلام سياسي و عملگرا و ايدئولوژيك تاكيد داشت. در اين پژوهش كوشيديم كه با بهرهگيري از روش پسكاوي نشان دهيم كه براي فهم اين مفاهيم در نظام انديشگي شريعتي توجه به ابعاد هستيشناسانه انديشه او ميتواند ديدي متفاوت را فراهم آورد. روش ساختارگرايانۀ پسكاوي اين امكان را فراهم آورد تا از طريق يك ناظر بيروني انديشه شريعتي را به شكل يك نظام تلقي كنيم
يافته پژوهش آن است كه انقلاب براي او صرفا امري سياسي و مربوط به كنش سياسي در برههاي خاص نبود كه براي تشكيل نوع خاصي از حكومت انجام گيرد و پس از آن ثبات باشد. به تعبير او انقلابي كه صرفا سياسي باشد ايدهاي است ماركسيستي و از نظر او ناكافي. انقلاب بيش و پيش از اينها براي او امري هستيشناسانه و مربوط به خودسازي بود. انقلابات جوهري و اجتماعي ادامه خواهد يافت زيرا كه انقلاب، عصيان، حركت، و تكامل در تاريخ بعد هستيشناسانه انسان است.
چكيده لاتين :
Common approach to examining the concept of revolution and revolution has been limited to the political section of Shari'a's thoughts because Shariati emphasized political, pragmatic, and ideological Islam.In this research, we tried to show using the post-writing method to understand the concepts in the Shari'ati thought system, paying attention to the ontological dimensions of his thought can provide a different view. The structuralist method made it possible to view the Shari'a thought as a system through an external observer
The result of the study is that the revolution for him was not merely political and related to political action at a particular time, which was to form a particular type of government, and then to be stable. According to him, a purely political revolution is a Marxist ideology and, in his view, inadequate. The revolution, more than before, was for him an ontological and self-conscious matter. The social revolutions will continue, because revolution, rebellion, movement, and are the ontological aspects of human history.