شماره ركورد
1267101
عنوان مقاله
حاكميت و حقوق طبيعي: خوانشي تطبيقي براساس تفاسير هابز از كتابهاي مقدس و علامه طباطبائي از قرآن كريم
پديد آورندگان
قاسمي ، حسن دانشگاه تربيت مدرس
از صفحه
43
تا صفحه
60
كليدواژه
حاكميت , حقوق طبيعي , هابز , كتابهاي مقدس , علامه طباطبائي , قرآن كريم , قرارداد اجتماعي , فطرت
چكيده فارسي
هدف پژوهش حاضر بررسي تطبيقي تفسير هابز و علامه طباطبائي از كتاب مقدس پيرامون مسئله حاكميت و مفهوم حقوق طبيعي و مسير متفاوت اين دو مفهوم در اسلام و مسيحيت ميباشد. در اين راستا، به اين سوالات اساسي پاسخ داده شده است كه: تفسير هابز و علامه طباطبائي از متن مقدس چه نتايجي براي حاكميت سياسي داشته است؟ اين دو شخصيت چه تفسيري از قانون طبيعي و حقوق طبيعي دارند؟ در تفسير هر يك از اين دو فيلسوف، عهد خداوند با انسانها چه زاويهاي با قرارداد اجتماعي پيدا ميكند؟ گزارههاي ديني چگونه الزامآور و قانوني ميشوند؟ روش پژوهش توصيفي-تحليلي و به صورت مقايسهاي ميباشد. نتايج پژوهش حاكي از آن است كه عليرغم شباهتهاي برانگيزاننده نظريه هابز و علامه طباطبائي در مفاهيمي چون ذات ستيزهجوي انسان، حركت، قدرت، قرارداد اجتماعي، اطاعت و...، نظام فلسفي آنها در بدايت و غايت كاملاً متفاوت است و همين تفاوت، خود را در نگاه آنها به رابطه دين و سياست/ حاكميت و تفسير كتابهاي مقدس هم نشان ميدهد. هابز مؤلفه اصلي نظريه خود يعني قرارداد اجتماعي را در تفسير متن مقدس گنجانده و آن را به نفع مرجعيت يك حاكم مقتدر كه درپي صلح و امنيت فرد و به طور كلي حفظ حقوق طبيعي فرد است، تفسير ميكند، در حالي كه علامه طباطبائي الزام به قوانين شريعت را در بحث حاكميت از قرآن استنتاج مينمايد.
عنوان نشريه
سياست متعاليه
عنوان نشريه
سياست متعاليه
لينک به اين مدرک