شماره ركورد
1307264
عنوان مقاله
غلبه انسانشناسي عملي در عصر مدرن و ضرورت الهيات عملي
پديد آورندگان
هوشنگي ، حسين دانشگاه امام صادق (ع) - گروه فلسفه و كلام اسلامي
از صفحه
211
تا صفحه
218
كليدواژه
الهيّات عملي , الهيّات عملي اسلامي , انسانشناسي عملي , انسانشناسي نظري , سوبجكتيويته
چكيده فارسي
انسان مخاطب دين است و لذا تغييرات در انسان سبب تغيير در دينداري و به تبع آن تغيير در دينورزي ميشود و حداقل اين پرسش را ايجاد ميكند كه كدام يك از ساحات دين بايد اولويت و صدارت يابد. در عصر جديد و دوره روشنگري شاهد تحولي چشمگير در تعريف انسان هستيم. در اين تعريف، انسان به مثابه موجودي جبرانگر و اجتماعي، با نگاهي طبيعتگرايانه در كانون توجه قرار ميگيرد. در دوره روشنگري و متعاقب انقلاب كپرنيكي كانت، انسان به مثابه سوژه و فاعل شناسايي متولد و معرفي شد، سوژهاي كه متعلقات ادراك را خود را برميسازد و البته از ادراك عوالم فرازماني و فرامكاني قاصر است. نتيجه بسط اين انقلاب كپرنيكي به ساحت اراده و عمل و احساسات و عواطف منتهي به تولد انسان به مثابه عامل (و نه عاقل به مفهوم متافيزيكي) شد. در چنين وضعيتي، مقولاتي همچون آزادي، تعهد، مسئوليت و عواطفي مانند نوعدوستي، شفقت و حيا كه بروز آنها در حيات عملي است، در انسان و انسانشناسي اولويت مييابد و علومِ معطوف به عمل انساني تكون يا بسط مييابد. الهيّات مسيحي با تكوين الهيّات عملي اين تحول و تلاطم در مفهوم و حقيقت انسان را به رسميت شناخته و با آن تعامل كرده است. الهيّات و كلام اسلامي هم بالطبع نميتواند اين امر را ناديده بينگارد. دينشناسان و اهل كلام بايد از همه استطاعت و توان و ظرفيت علوم ديني اعم از كلام، فلسفه، اخلاق، فقه، اصول فقه، تفسير و علوم حديث، همراه با استفاده از علوم متعارف مرتبط، در مسير تحقق الهيّات عملي اسلامي به مثابه يك علم دينيِ ميانرشتهاي گام بردارند.
عنوان نشريه
پژوهشنامه فلسفه دين
عنوان نشريه
پژوهشنامه فلسفه دين
لينک به اين مدرک