• شماره ركورد
    1312802
  • عنوان مقاله

    نسبت فناوري‌هاي قدرت و حكومت‌مندي در انديشۀ «ميشل فوكو» و «ژيل دلوز»

  • پديد آورندگان

    ملكي فر ، محمد دانشگاه ياسوج , مختاري ، علي دانشگاه ياسوج - گروه علوم سياسي , اكواني ، حمداله دانشگاه ياسوج - گروه علوم سياسي , فتاحي‌زاده ، ابوذر دانشگاه ياسوج - گروه علوم سياسي

  • از صفحه
    159
  • تا صفحه
    185
  • كليدواژه
    فناوري هاي قدرت , حكومت مندي , قدرت , جامعه انضباطي و جامعه كنترلي
  • چكيده فارسي
    ديدگاه مسلط نزد متفكران ليبرال و ماركسيست بيانگر آن است كه قدرت حاكم در پي اتخاذ نظم حقوقي درون يك قلمروي مشخص است. از اين رو قدرت حاكم به عنوان نظامي از تعهدها و ممنوعيت هاي حقوقي در نظر گرفته شده كه به واسطه قانون اعمال مي شود. اما متفكراني همچون «ميشل فوكو» و «ژيل دلوز»، گسستي را در سازوكارهاي حكمراني تشخيص مي دهند. فوكو معتقد است كه از قرن هفدهم و هجدهم، حكومت به جاي ممنوعيت هاي حقوقي، بيشتر به شكلي مثبت در پي شكل دادن به تابعان خود بوده و سعي در پرورش سوژه هايي بهنجار و مطيع داشته است. در ادامه مطالعات فوكو، ژيل دلوز گسست ديگري را تشخيص مي دهد و معتقد است كه حكومت در قرن بيستم، نه از طريق انضباط بلكه به شيوه اي كنترلي، سعي در ساختن سوژه ها و سوق دادن آنان به سوي اهداف خود داشته است. از اين رو مقاله حاضر سعي دارد به اين پرسش بپردازد كه در انديشه فوكو و دلوز، چه عاملي سبب دگرگوني در شيوه حكومت مندي مي شود؟ بررسي پديدارشناختي آراي اين دو متفكر نشان مي دهد كه ريشۀ دگرگوني حكومت مندي در فناوري هاي قدرت قرار دارد.
  • عنوان نشريه
    پژوهش سياست نظري
  • عنوان نشريه
    پژوهش سياست نظري