• شماره ركورد
    1329690
  • عنوان مقاله

    بررسي بنيادهاي نظري ـ فلسفي «روش‌شناسي بنيادين» و دلالت‌هاي آن در تكوين نظريه (تبيين مباني نظري نسبت واقعيت و انديشه)

  • پديد آورندگان

    سلطاني ، مهدي دانشگاه باقرالعلوم (ع) , قرباني ، صديقه دانشگاه باقرالعلوم (ع)

  • از صفحه
    27
  • تا صفحه
    44
  • كليدواژه
    حكمت متعاليه , روش‌شناسي بنيادين , نظر و عمل , هستي و انديشه , جهان اجتماعي
  • چكيده فارسي
    استاد پارسانيا در «روش‌شناسي بنيادين» شيوه شكل‌گيري نظريات علمي را دنبال مي‌كند، درحالي‌كه از منظر ايده‌آليست‌ها معرفت، هستي را رقم مي‌زند. نمونه‌هايي از تلفيق ماركسيت‌ها هستي را مقدم مي‌دانند و در نگاه نوكانتي‌ها نحوه‌اي از تعامل هستي و انديشه در تكوين نظريه توضيح داده مي‌شود. استاد پارسانيا براساس بنيادهاي نظري صدرالمتألهين، قائل به حضور هستي و انديشه ـ با هم ـ در شكل‌گيري و تحقق نظريه است. مسئله اين پژوهش آن است كه روش‏شناسي بنيادين مبتني بر كدام مبناي نظري از حكمت متعاليه، «تكوين لحظه حال» (نظريه مُحقَق‌شده» را به اين نحو توضيح مي‌دهد؟ و نحوه ارتباط اين دو عامل را چگونه تبيين مي‌كند؟ حكمت متعاليه با چه ظرفيتي مي‌تواند اين نظريه را تفسير نمايد؟ روش اين مقاله توصيفي ـ تحليلي بوده و در نهايت نشان داده است: «نفس‌الامر» نظريات اجتماعي كه روش‏شناسي بنيادين از آن سخن مي‌گويد «هستي‌هاي اعتباري» است كه در نتيجه اعتبارات انساني و حركت جوهري تحقق مي‌يابد. اين هستي‌هاي اعتباري در مرتبه نفس عالِم و مرتبه فرهنگ (جهان اجتماعي) به يك وجود موجودند و بنا بر نوع تعامل نظر و عمل در «نوع اخير مُحقَق» و «جهان اجتماعي»، امكان‏هاي مختلفي از نسبت هستي و مفهوم در نظريه به وجود مي‌آيد.
  • عنوان نشريه
    معرفت فرهنگي اجتماعي
  • عنوان نشريه
    معرفت فرهنگي اجتماعي