شماره ركورد
1346858
عنوان مقاله
تحليل نشانهشناختي قصيده الحزن صلاح عبدالصبور بر اساس ديدگاه مايكل ريفاتر
پديد آورندگان
عرفت پور ، زينت پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - گروه زبان و ادبيات عربي
از صفحه
1
تا صفحه
16
كليدواژه
نشانه شناسي , مايكل ريفاتر , قصيده الحزن , خوانش اكتشافي , خوانش نشانه شناختي
چكيده فارسي
در نشانه شناسي معاصر در حوزۀ مطالعات روايتشناسي اگر نام هايي چون پراپ، گريماس، تودوروف، ژنت و بارت وجود دارد، در عرصۀ شعر بايد مايكل ريفاتر را يكي از نظريهپردازان روشمند دانست. ريفاتر در سير انديشه ها و نظريه هايش از «سبكشناسي ساختاري» بهسوي نشانهشناسي شعر و توليد متن روي مي آورد و در اين راستا نشانه ها و عناصر ايجادكنندۀ ادبيت متن شعري را ارائه مي دهد. در نظريۀ ريفاتر دو شيوۀ خوانش مطرح است: خوانش اكتشافي يا خطي و خوانش نشانه شناختي يا پسنگر كه خواننده از طريق آن ها، پس از بررسي عناصر ادبيت متن يعني نادستوري ها (دستورگريزي)، منظومههاي توصيفي، انباشت ها (ترادف ها) و هيپوگرام (تصوير كليشه اي كه از طريق كل شعر در ذهن خواننده القا مي شود)، به ماتريس يا شبكۀ شعر دست مي يابد كه همان گزارۀ بنيادي شعر است و اسباب وحدت را فراهم ميكند. در اين مقاله با استفاده از روش توصيفي- تحليلي، پس از خوانش اكتشافي و خوانش نشانه شناختي قصيده الحزن به اين نتيجه رسيديم كه عناصر نشانهشناختي بر مبناي ديدگاه ريفاتر، در خوانش سطح نشانهشناختي قصيده الحزن عبدالصبور بهخوبي ميتواند ايفاي نقشكند؛ قصيده الحزن از لحاظ واژگاني و نحوي نادستوريهاي اندكي دارد، ولي ازلحاظ معنايي نادستوري هاي زيادي دارد كه ازطريق تشبيه، استعاره و كنايه خودنمايي ميكنند. از سوي ديگر منظومههاي توصيفي، انباشت ها، هيپوگرام و نهايتاً ماتريس متن، همگي در كنار هم موضوعات كليدي شعر را بهتصوير ميكشند و وحدت شعري را محققميسازند
عنوان نشريه
ادب عربي
عنوان نشريه
ادب عربي
لينک به اين مدرک