• شماره ركورد
    1348941
  • عنوان مقاله

    شناسايي چالش‌هاي موجود در شكل‌گيري اينشورتك در صنعت بيمه ايران با رويكرد نظريه اسكات

  • پديد آورندگان

    يحيي زاده فر ، محمود دانشگاه مازندران - دانشكده علوم اقتصادي و اداري - گروه مديريت , نجف پور ، آرش دانشگاه مازندران - دانشكده علوم اقتصادي و اداري - گروه سياست‌گذاري علم و فنّاوري , شيرخدايي ، ميثم دانشگاه مازندران - دانشكده علوم اقتصادي و اداري - گروه مديريت , سلطان زاده ، جواد دانشگاه مازندران - دانشكده علوم اقتصادي و اداري - گروه مديريت صنعتي

  • از صفحه
    331
  • تا صفحه
    346
  • كليدواژه
    اينشورتك , صنعت بيمه , فناوري بيمه , نظريه اسكات
  • چكيده فارسي
    پيشينه و اهداف: امروزه توسعه بازارهاي مالي نوين به‌منظور افزايش سرمايه‌گذاري مولد مورد توجه محققان و سياست‌گذاران رشد و توسعه اقتصادي قرار گرفته است. در چند دهه اخير نوآوري فنّاورانه محرك اصلي تحول صنايع مختلف در جهان بوده و صنعت بيمه هم جزء اين صنايع است. توسعه اين بازارها كه با ظهور فنّاوري‌هاي نوظهور و برافكن بوده، كسب‌و‌كارهاي نوپا را ايجاد كرده است كه در كشورهاي در حال توسعه با چالش‌هايي مواجه‌اند. اين مطالعه با هدف شناسايي چالش‌هاي موجود براي شكل‌گيري اينشورتك در شركت‌هاي بيمه‌اي در ايران انجام شده است. روش‌ شناسي: روش پژوهش كيفي و گردآوري اطلاعات به دو روش مطالعه مباني نظري و پيشينه و مصاحبه عميق با خبرگان انجام شده است. براي تحليل اطلاعات گردآوري‌شده از روش تحليل محتواي كيفي و نرم‌افزار مكس‌كيودا استفاده شد. به‌منظور بررسي اعتبار نتايج حاصل از تحليل محتوا از اعتبار معطوف به داده استفاده شد. جامعه آماري اين پژوهش تمامي مديران كسب‌و‌كارهاي اينشورتكي كشور است، اما به‌دليل عدم امكان شناسايي همه آن‌ها، نمونه‌برداري قضاوتي هدفمند انجام شد. يافته‌ها: يافته‌ها نشان داد سطح اجماع براي موضوع خاصي كه از طريق مصاحبه به دست آمد، به‌عنوان مبنايي براي تفكيك نتايج براي تخمين شدت رابطه استفاده شد. پس از مرحله كدگذاري باز 52 شاخص اوليه استخراج و در كدگذاري محوري 21 مؤلفه فرعي و 12 مؤلفه اصلي شناسايي و به‌منظور بررسي اعتبار كدگذاري از آزمون كاپا استفاده شد كه نشان داد كدگذاري از اعتبار بالايي برخوردار است، كه اين ابعاد و مقوله‌ها شامل فرهنگ‌سازي، يكپارچگي، آموزش، تضاد منافع، مشكلات مالي، ساختار مديريتي، زيرساخت‌ها، قوانين، بي‌توجهي به نوآوري و محصولات جديد، عدم سرمايه‌گذاري، ماليات و قراردادهاست. خبرگان قوي‌ترين اجماع بين تضاد منافع، ساختار مديريتي، قوانين، زيرساخت‌ها، فرهنگ‌سازي و آموزش پيش‌بيني كردند كه نشان مي‌دهد آن‌ها عناصر اصلي چارچوب پيشنهادي هستند.نتيجه‌گيري: يافته‌هاي تحقيق نشان داد چالش‌ها و موانع استفاده از اينشورتك در ايران را مي‌توان به دو دسته عمده خرد و كلان تقسيم كرد. در سطح كلان موانعي مثل قوانين و مقررات، وجود انحصار و مشكلات مربوط به زيرساخت‌هاي كلان وجود دارد كه همت و توجه مسئولان دولتي و مديران صنعت بيمه را مي‌طلبد. در سطح خرد كه بيشتر جنبه درون‌سازماني دارد، موانعي مثل منافع، فرهنگ سازماني، ساختار سازماني، زيرساخت‌هاي سازماني و مسئله آموزش كاركنان است كه بايد مورد توجه مديران سازمان‌ها قرار گيرد. با توجه به ورود فنّاوري به بيمه در سطح بين‌الملل، تغييرات مختلفي در عرصه بيمه به‌وجود آمد. براساس نتايج اين تحقيق چنانچه كاركردهايي مانند زيرساخت‌ها، ساختار مديريتي، منافع، قوانين، فرهنگ‌سازي و آموزش در ايران به‌درستي انجام نشود، زمينه فعاليت اينشورتك‌ها در ايران به‌خوبي فراهم نخواهد شد. همچنين چارچوب مطرح ‌شده در اين پژوهش به مديران و سياست‌گذاران اين عرصه در رفع چالش‌هاي موجود كمك خواهد كرد.
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه بيمه
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه بيمه