شماره ركورد
1349971
عنوان مقاله
متافيزيك در ويتگنشتاين:انكار يا ضرورت
پديد آورندگان
رسالت ، بهنام دانشگاه تبريز , عبدالله نژاد ، محمدرضا دانشگاه تبريز - گروه فلسفه
از صفحه
59
تا صفحه
95
كليدواژه
متافيزيك , مرزهاي معنا , اخلاق , دستور زبان , هنجارهاي توصيفي , زيباييشناسي , واقعيت , نشاندادني
چكيده فارسي
مقالۀ حاضر با روش توصيفيـتحليلي به مسئلۀ متافيزيك و جايگاه آن در انديشههاي ويتگنشتاين ميپردازد. براي اين منظور به چند مطلب اشاره ميشود: اول اينكه ميان انديشههاي ويتگنشتاين نوعي پيوستگي وجود دارد؛ دوم اينكه متافيزيك يكي از عناصري است كه ميتوان با استناد به آن ادعا كرد كه بين انديشههايش پيوستگي وجود دارد؛ سوم اينكه با تكيه بر دو مورد قبلي، در انديشههاي ويتگنشتاين نهتنها متافيزيك انكار نميشود، بلكه ضرورت نيز دارد. از آنجا كه دغدغۀ اصلي ويتگنشتاين يافتن معنا از طريق پيوند بين زبان و واقعيت بود، تلاش ميكرد تا نشان دهد زبان با توجه به محدوديتهايي كه دارد تنها ميتواند بخشي از واقعيت را معنادار بيان كند. اما بخشي از واقعيت كه قابل بيان به وسيلۀ زبان نيست، همچنين وجود دارد و بخش اساسي واقعيت نيز ميباشد، قابل اشاره و نشاندادني هست. اگر زبان نميتواند از مرزهاي تجربه و علم فراتر رود، اين بدان معنا نيست كه فراتر از مرزهاي تجربه و زبان چيزي وجود ندارد. ويتگنشتاين با تعيين قاطع مرزهاي زبان و شناخت هم در تراكتاتوس و هم در پژوهشهاي فلسفي نشان ميدهد واقعيت فراتر از آن چيزي است كه زبان بيان ميكند. در تراكتاتوس اگر با تكيه بر رويكرد اخلاقي بين امور بيانكردني و نشاندادني تمايز ميگذارد و مفاهيم اساسي چون خدا، اخلاق و دين را جزو امور نشاندادني تلقي ميكند، در پژوهشهاي فلسفي با تكيه بر رويكرد زيباييشناختي به تعيين مرزبندي بين شناختني و نشاندادني دست ميزند. مفاهيم متافيزيكي همچنين با توجه به جايگاهي كه ويتگنشتاين به آنها ميدهد، هنجارهاي توصيفي هستند كه به نوعي پايه و اساس شناخت تجربي و علمي نيز قرار ميگيرند. در نهايت ميخواهيم نشان دهيم كه مفاهيم متافيزيكي هم در تراكتاتوس و هم در پژوهشهاي فلسفي نهتنها قابل انكار نيستند، بلكه جزو ضروريات انديشههاي ويتگنشتاين در رسيدن به معناي مد نظر خود از واقعيت ميباشند.
عنوان نشريه
نقد و نظر
عنوان نشريه
نقد و نظر
لينک به اين مدرک