شماره ركورد
1353093
عنوان مقاله
بررسي تحليلي و ارائۀ مدل مفهومي طراحي مطابق با مسكن انسانگرا (موردپژوهي تكنگاري: مسكن مهر شهر قزوين)
پديد آورندگان
ماستري فراهاني ، نجمه دانشگاه فني و حرفهاي - گروه معماري و شهرسازي , حسنعلي ، فاطمه دانشگاه فني و حرفهاي - گروه معماري و شهرسازي
از صفحه
210
تا صفحه
226
كليدواژه
انسانگرا , آسايش محيط , پايدار , فرهنگ , مسكن
چكيده فارسي
مقدمه توسعۀ پايدار شهري امروزه جزء مهمترين مسائل در مديريت شهرها است. بنابراين، سياستهاي مديريت شهري در زمينۀ برنامهريزي مسكن، با توجه به اولويت و فراواني آن در شهرها، بر قابليت زندگي و كيفيت زندگي شهري؛ تأثير قابل توجهي خواهد داشت. انسانگرايي يكي از رويكردهاي طراحي مسكن پايدار است. خلأ موجود در پژوهشهاي گذشته اين است كه اغلب مسائل مرتبط به ويژگيهاي طراحي مسكن انسانگرا به صورت موردي با تأكيد بر يك يا چند عامل بررسي شده است و در هيچيك، نوعي مدل جامع براي طراحي مسكن پايدار انسانگرا ارائه نشده است. بنابراين، در اين پژوهش به بررسي الگوي مطلوب انسانگرايي، در طراحي مسكن پايدار امروزي، با نگاه ويژه به مسكن اجتماعي مهر قزوين، صورت گرفته است. وجه تمايز اين پژوهش اين است كه در آن با نگرشي نو به نيازهاي انسان در فضا و بررسي معيارهايي پرداخته است، كه در پژوهشهاي پيشين به طور جامع به آن پرداخته نشده بود. مواد و روشهاپژوهش حاضر يك تحقيق كاربردي به روش تحقيق آميخته شامل بخشهاي زير است؛ كه ميتواند در حوزۀ طراحي شهري و معماري در دورۀ معاصر به كار گرفته شود. بخش اول شامل مصاحبه با خبرگان و بررسيهاي ميداني برخي خانههاي معاصر است؛ كه اطلاعات مربوط به آنها از طريق اسنادي گردآوري شده است. نتايج حاصل از اين بخش منجر به ارائۀ دو مدل مفهومي تطبيقي كلي كه در آنها بهاختصار شاخصهاي كيفي اصلي مسكن پايدار انسانگرا، ويژگيها و روابط بين آنها در ارتباط با يكديگر از ديدگاه صاحبنظران شرح داده شده است. بخش دوم در اين بخش ابتدا پرسشنامه مقدماتي با مقياس ليكرت تهيه شد و با مصاحبه با خبرگان، كفايت محتواي مطالعه به دست آمد. سپس پرسشنامهها نيز براي تعيين روايي صوري آنها مورد آزمايش و بازنگري قرار گرفتند. در نهايت با مصاحبه با اساتيد و خبرگان تعداد و عنوان سؤالهاي پرسشنامه تعديل شدند. پرسشنامۀ نهايي در اين پژوهش با 4 سؤال توصيفي (سن، جنسيت، تحصيلات، شغل) و 16 سوال تحليلي به صورت مقياس ليكرت (پنجگزينهاي) طرح شده است. در اين بخش از پژوهش، از طريق مصاحبه با 50 نفر از ساكنان مسكن مهر قزوين به طور تصادفي، به اشباع نظري رسيديم. قلمروي مكاني تحقيق، شهرك مهرگان قزوين است.يافتههادر بخش اول پژوهش، بر اساس مطالعات انجامشده و مصاحبه با اساتيد و خبرگان به دو مدل مفهومي در زمينۀ طراحي مسكن پايدار انسانگرا رسيديم. مدل اول بهاختصار شامل شش مقولۀ اصلي امنيت، تعامل، تعلق، خلاقيت، زيبايي، داخلي و عوامل مؤثر بر آنها است. خروجي اين مدل عوامل مؤثر بر هر يك از مقولات بهترتيب ميزان اشتراك با هم است. در اين مدل، براي مقولۀ تعامل (با هشت عامل مؤثر) بيشترين راهكارهاي عملي طراحي ذكر شده است. بعد از آن بهترتيب براي مقولات تعلق، خلاقيت، و زيبايي (با هفت عامل مؤثر)، براي مقولۀ امنيت (با شش عامل مؤثر) و براي مقولۀ طراحي داخلي (با پنج عامل مؤثر) راهكارهاي عملي مؤثر ذكر شده است. بديهي است ميزان اشتراك عوامل مؤثر در هر يك از مقولات نشاندهندۀ اهميت آن عامل و تأثير چندجانبه در طراحي مسكن پايدار انسانگرا است. بنابراين، ميتوان عامل مؤثر ايجاد تنوع در فضاي مسكن را با وجه اشتراك آن در چهار تا از مقولات اصلي، مهمترين راهكار در طراحي انسانگراي يك مسكن پايدار دانست. خروجي مدل مفهومي دوم، به دليل اهميت بيشتر، فقط بررسي عوامل مؤثر مشترك بر مقولات، به صورت معكوس است. در بررسي اين مدل، بديهي است كه تعداد فلشهاي متصل از عوامل مؤثر بر طراحي به هر يك از شش مقولۀ اصلي ميزان اهميت آن عامل را نشان ميدهد. لذا بررسي اين مدل نيز نشاندهندۀ بيشترين تأثير عامل مشترك تنوع (با تأثير بر چهار مقوله) در درجۀ اول، بعد از آن عوامل توجه به مقياس و فضاهاي تجمعي در طراحي (با تأثير بر سه مقوله) در درجۀ دوم و در نهايت، عوامل توجه به نور در فضا، تسهيلات مورد نياز هر فضا و حس هويت (با تأثير بر دو مقوله) در درجۀ سوم اهميت قرار دارند. يافتههاي بخش دوم تحقيق كه از طريق پرسشنامه و بعد مصاحبه با همان افراد مورد پرسش و موردپژوهي شكل گرفته است. پس از جمعآوري دادهها، فرايند تحليل براي هر يك از مصاحبهها به صورت جداگانه صورت گرفته است. در نهايت با توجه به مطالعات ميداني، مفاهيم و مقولههاي فرعي و اصلي متناظر با هم، كه بر اساس تفسير متن مصاحبهها با استفاده از روش تحقيق و معيارها و اهميت آنها ذكر شده، در جدولهايي ارائه شده است.نتيجهگيريبا جمعبندي محتواي مفهومي مجموعه مقولههاي بهدستآمده، به نظر ميآيد درك و تجربۀ ساكنان شهرك مهرگان، از وجوه مختلف نامطلوب است. اين تفسير را ميتوان به مقولههاي تعاملي اشاره شده، نسبت داد. چنين درك و تجربهاي ناشي از مقولههاي علّي شرايطي گفته شده است و در بستر آنها به وقوع ميپيوندد؛ شرايطي كه در پژوهش حاضر، حسي از عدم اطمينان و ناپايداري و بيتوجهي به نيازهاي انسان را در ارتباط با اتفاقات آينده براي ساكنان اين منطقه به همراه دارد و نيز چنين درك و تجربهاي، پيامدهايي را نيز به دنبال دارد. بنابراين براي تغيير در شكل خانههاي امروزي و توجه به «درك و توجه به نيازهاي انسان» به عنوان پديده يا مقولۀ هستهاي، ميتوان اقداماتي را در قالب يك چارچوب اوليه براي شكلگيري مسكن معاصر بهويژه مسكن اجتماعي براي اقشار كمدرآمد بر مبناي انسانشناسي، برآمده از توجه توأمان به مباني نظري و بهويژه مطالعات زمينهاي انجامشده در اين مقاله، ارائه شده است. برخي از اين موارد عبارتاند از: تلاش براي ايجاد فضاهاي باز و نيمهباز، پيوند طبيعت با معماري، استفاده از گياهان، ايجاد حريم در ورودي واحدهاي سكونت، ايجاد محرميت، اختصاص فضاهايي براي خانمها و اختصاص فضاهايي براي گردآوري خانواده، ايجاد ايستگاههاي حملونقل شهري، توريع زونهاي مختلف فرهنگي در نقاط مختلف شهركهاي مسكوني، تعريف وروديها، تعريف جدارهها. براي پيشنهاد تحقيقات آتي، جامعۀ آماري انتخابشده ميتواند در مقياس منطقهاي و شهري مورد بررسي قرار گيرد. همچنين ميتوان تأثير جغرافيا و اقليم متفاوت شهرهاي مختلف ايران و جهان را بر انسانگرايي در مسكن مورد بررسي قرار داد و يا اين موضوع را در ساختمانهاي شهري پرتكرار با عملكردهاي ديگر از جمله اداري مورد بررسي قرار داد.
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
لينک به اين مدرک