شماره ركورد
1353446
عنوان مقاله
تحليل انسجام و پيوستگي دو حكايت متوالي از باب دوم گلستان بر اساس الگوي انسجام غيرساختاري
پديد آورندگان
كاوياني سوركي ، بابك دانشگاه شهركرد
از صفحه
177
تا صفحه
213
كليدواژه
انسجام غيرساختاري , پيوستگي , هماهنگي انسجامي , حكايت , گلستان
چكيده فارسي
از جمله مباحثي كه همواره دربارة گلستان سعدي مطرح مي شود، مبحث بود يا نبود ساختار و سيستم در متن گلستان است. عده اي، حكايات گلستان را فاقد نظم و ارتباط معنايي مي دانند و گروهي ديگر معتقد به معماري سنجيده، متقارن و نظام مند گلستان هستند. امروزه كاربست موفقيت آميز نظرية زبانشناسي نقش گرا در مطالعة متون ادب پارسي، مسير جديدي را براي ساختارشناسي گلستان گشوده است. در اين جستار با كاربرد نظرية زبان شناسي نقش گرا و استخدام الگوي «انسجام غيرساختاري»، هماهنگي انسجامي و پيوستگيِ بين دو حكايت از باب دوم گلستان بررسي شده است. هدف از اين پژوهش اين است كه با تحليل روابط معنايي بين عناصر سازندة اين دو حكايت، درجة انسجام و پيوستگي آن ها سنجيده شود. بر اين اساس، معلوم مي شود كه آيا اساساً سعدي در چينش حكايات، نيّت و مقصود خاصي را در نظر داشته است يا خير؟ نتايج اين مطالعه حاكي از تعدّد گره هاي معنايي، تعامل زنجيره هاي كانوني و هماهنگي انسجامي چشمگير ميان اين دو حكايتِ ظاهراً مجزّاست. كاربست الگوي انسجام غيرساختاري سبب آشكار شدن نيّت سعدي در سازماندهي موضوع، درون مايه، صحنه آرايي، كنشگران و پيرنگ پيوسته در دو حكايت گرديد. بافتار درون زباني و برون زباني هر حكايت با حكايت ديگر كاملاً قرينه است. در مجموع، ارتباط عناصر و تعامل بين مقوله هاي اين دو حكايت، گفتماني واحد را مي آفريند؛ بنابراين، حاصل كاربرد نظرية زبان شناسي نقش گرا اين امكان را فراهم مي سازد تا به صورت كمّي و به دور از هرگونه كلّيگويي و اظهار نظر ذوقي-سليقه اي، هماهنگي انسجامي و پيوستگيِ بين حكايت هاي هر باب گلستان را آشكار كنيم.
عنوان نشريه
نثر پژوهي ادب فارسي
عنوان نشريه
نثر پژوهي ادب فارسي
لينک به اين مدرک