• شماره ركورد
    1356457
  • عنوان مقاله

    شهر انسان‌محور در فلسفه مدرن

  • پديد آورندگان

    برندك ، فرهاد دانشگاه تبريز , بابايي اقدم ، فريدون دانشگاه تبريز - گروه جغرافيا و برنامه ريزي شهري , محمودزاده ، حسن دانشگاه تبريز - گروه جغرافيا و برنامه ريزي شهري

  • از صفحه
    338
  • تا صفحه
    363
  • كليدواژه
    وصول به حق‌تعالي , ملاصدرا , حكمت متعاليه , سلوك , تفكر سلوكي
  • چكيده فارسي
    با ظهور آنچه كه انقلاب فلسفي خوانده شده ‌است، روشن ‌است كه بدون رويه‌ها و مسائل انديشه اي لازم، هر علمي صرفاً تداوم جهان پذيرفته‌شده در وضعيت فعلي است، و نقش اصلي خود به عنوان عمل انتقادي را در برابر عمل علمي انكار مي‌كند. ما در اين‌جا مسئله انسان (محوري) را در فلسفه مدرن و فلسفه شهر گرد هم مي‌آوريم. ما در اينجا اين اصطلاح را ابتدائاً در فلسفه مدرن بررسي و سپس براي تدقيق يا باز تفسير آن در فلسفه شهر، به تحليل آثار دست اول در جهت تعريف شهر انسان‌محور مدرن مي‌پردازيم. لذا سوال اصلي پژوهش اين‌گونه مطرح مي‌گردد كه شهر انسان‌محور در فلسفه مدرن چيست؟ مطابق نتايج، همانطور كه كانت، طرح انساني‌كردن علم را با جدا كردن انسان از ساحت غيرمادي شناخت انجام مي‌دهد؛ شهرسازان مدرنيست نيز طرح انساني‌كردن شهر يا همان شهر انسان‌محور را با جدا كردن آن از ساحت و ‌جهان اصلي‌ا‌‌ش انجام مي‌دهند. طرح استعلائي شهرسازان مدرنيست با شناخت پسيني، آنچه براي انسان در شهر مناسب بوده را دريافت و سپس به صورت يكسان در امر پيشيني يعني جهانشمول و محض در يك امر كلي براي تمام انسان‌ها و تمام‌ شهرها اعمال مي‌كند. اين در حالي‌ست كه فهم انسان در شرايط يكسان، ما را به اين نكته مي‌رساند كه انگار هيچ انساني وجود ندارد؛ چرا كه مشخصه‌هاي شخصيتي، فرهنگ و تجربه زيستي انسان قرباني ويژگي‌هاي انتزاعي و كلي مي‌گردد و اين همان انساني كردن شهر مدرن با حذف انسان از شهر مي‌باشد.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي