• شماره ركورد
    1356459
  • عنوان مقاله

    جزئي و كلي در آثار ارسطو

  • پديد آورندگان

    ساكت ، اميرحسين دانشگاه شهيد بهشتي - گروه فلسفه

  • از صفحه
    384
  • تا صفحه
    399
  • كليدواژه
    ارسطو , كلي , جزئي , كل , جزء
  • چكيده فارسي
    دو اصطلاح καθόλου و καθ’ ἕκαστον نخستين بار در آثار ارسطو به معناي كلي و جزئي مطرح شده است. افلاطون غالباً اصطلاح ὅλον را به كار مي‌برد كه به معناي «كل» است و ارتباطي با كلي ندارد. καθόλου نيز در آثار او به ندرت و هميشه مترادف با ὅλον به كار رفته است. «كل» صفت مخصوص مُثُل است و به درجه‌اي از وحدت دلالت دارد كه ميان واحد و كثرات قرار مي‌گيرد. ارسطو καθόλου را به معاني مختلف به كار مي‌برد و به نظر مي‌رسد كه در استعمال آن چندان دقت ندارد. καθόλου در آثار او گاهي به معناي كلي منطقي است، اما بيش از همه و خصوصاً در نقد نظريۀ مُثُل مترادف با «جنس» است و لزوماً به معناي كلي منطقي نيست. وي به افلاطون انتقاد مي‌كند كه قائل به وجود مستقل «كلي» است، اما برخلاف تصور رايج، καθόλου در اين قبيل عبارات منحصراً به معناي «جنس» است و شامل نوع يا هر كلي منطقي نمي‌شود. به همين ترتيب «جزئي» در آثار او گاهي به معناي جزئي منطقي است، اما در نقد نظريۀ مُثُل اغلب مترادف با نوع است. كلي و جزئي در عين حال نسبتي با كل و جزء دارد و از اين لحاظ جنس «جزء» و نوع «كل» به شمار مي‌آيد. در اين مقاله سعي داريم ارتباط لغوي و منطقي اصطلاحات «كل» و «كلي» و همچنين نسبت ميان «جزء» و «جزئي» را تبيين كنيم، اما در نهايت هيچ ارتباطي ميان آنها ديده نمي‌شود.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي