• شماره ركورد
    1359554
  • عنوان مقاله

    پويايي عاشق و معشوق در هزار و يك شب

  • پديد آورندگان

    قدوسيان ، قنبر دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد - گروه زبان و ادبيات فارسي , بساك ، حسن دانشگاه پيام نور مركز مشهد - گروه زبان و ادبيات فارسي , اشرف زاده ، رضا دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    189
  • تا صفحه
    210
  • كليدواژه
    هزارويك شب , تجسم نمايشي , نگرش معني انگارانه
  • چكيده فارسي
    منظور از پويايي (Dyamics)، تحول در نگرش (Attitude) و كنش (Activity) شخصيّت هاست. عواملي از قبيل: عيّاري، سفر، ابزارهاي مادي و معنوي، پريان و قواي مافوق بشري و... نمودهاي مختلف پويايي عاشق و معشوق هستندكه نگارندگان به شرح، تبيين عوامل ياد شده در دوازده داستان عاشقانه هزار ويك شب پرداختند تا از اين رهگذر اهميّتِ شخصيت پردازي پويا در اثرگذاري آن مشخص گردد. در آغاز چنين تصور مي شد كه معشوق كنش هاي پويايي كمتري نسبت به عاشق دارد امّا وي در «بزنگاه» و «زيرساخت»، از تمامي تضادها براي دست يابي به عاشق بهره مي گيرد بنابراين پژوهش حاضر كه به روش تحليلي –توصيفي، با نگاهي به زيرساخت فكر اثر انجام گرفته است؛ پاسخي به اين است: چرا راوي براي شكل گيري شخصيت ها گاه رويكرد جامعه شناختي و معني انگارانه (نگرشي) داشته وگاهي رو به ساخت وكاركردها و كنش هاي عيّاررانه آن هامي پردازد؟ اين رويكرد بدان جهت صورت مي گيرد تا شهرزاد بتواند با بيان جذاب و شيوا به شكل دهي روان شهريار بپردازد و با طرح رفتارها و منش هاي انساني با شيوه تجسم نمايشي، به الگوگيري از انسان كامل ترغيبش سازد. نتايج پژوهش نشان مي دهد در هزار ويك شب هر جا عاشق به ايستايي مي رسد، معشوق با طرح عيّارانه او را به پويايي وكنش وا مي دارد. همچنين هر گاه وي در زنجيره نحوي كلام معشوق را از دست داده در محور همنشيني يك ياريگر مانند پري با تشويق و ايجاد انگيزه عاشق را به سفر ترغيبش كرده و حلقۀ گمشد خود را باز مي يابد. از «فرديت» مي گسلد، درونش شكوفا مي گردد.
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه ادب غنايي
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه ادب غنايي