شماره ركورد
1361446
عنوان مقاله
انعكاس خشم، خشونت و مرگ، نتيجه غلبه كهنالگوي سايه در شعر پستمدرن فارسي
پديد آورندگان
هژبر لاكه ، سكينه دانشگاه آزاد اسلامي واحد آستارا - گروه زبان و ادبيات فارسي , جليلي كهنه شهري ، خسرو دانشگاه آزاد اسلامي واحد آستارا - گروه زبان و ادبيات فارسي , نظري چروده ، احمدرضا دانشگاه آزاد اسلامي واحد آستارا - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
35
تا صفحه
59
كليدواژه
شعر پستمدرن , نقد كهنالگويي , كهنالگوي سايه , خشم و خشونت , مرگ
چكيده فارسي
شعر پستمدرن را بهواسطهٔ ويژگي بيپردهگويي و ساختارشكني موضوعات كلامي، ميتوان مرجعي مناسب براي مطالعات كهنالگويي در نظر گرفت. مقالهٔ حاضر با توجه به كثرت بسامد واژهها، تركيبات، و عباراتي پيرامون خشم، خشونت و مرگ در شعر پستمدرن فارسي، در پي يافتن پاسخ به اين پرسش است كه دليل تمايل اغراقآميز شاعران پستمدرن به بيان خشم و خشونت در شعر چيست؟ در اين راستا، تصاوير «خشم و خشونت اجتماعي»، «خشم و خشونت فردي» و «تصاوير مرتبط با مرگ» در آثار تعدادي از شاعران پستمدرن، با استفاده از روش توصيفي-تحليلي و با در نظر گرفتن رويكرد ميانرشتهاي، بين ادبيات و دو حوزهٔ نقد اجتماعي و نقد روانشناختي مورد بررسي قرار داده شده است. نتيجه نشان داد، كثرت بازتاب «خشونت نسبت به زنان»، «فساد اخلاقي»، «جنگ» و ناهنجاريهايي از قبيل «مصرف مواد مخدر» در بخش خشونتهاي اجتماعي، «خودكشي» و «مازوخيسم» در بخش خشونتهاي فردي، بيشتر برخاسته از انديشهٔ فراگير «مرگانديشي» است. «مرگانديشي» كه يكي از نشانههاي غلبهٔ كهنالگوي سايه در ناخودآگاه بشر است، در شعر پستمدرن، به يك انديشهٔ جاري و بهتبع آن به يكي از ويژگيهاي اصلي اين جريان شعري تبديل شده است. شاعران پستمدرن سعي نمودهاند براي نشان دادن تاريكي و خشم دروني نهفته در اجتماع، از تصاوير منزجزكننده و وحشتزا، كه مرتبط با «مرگ» است، بهره ببرند و روند شعر خود را به سوي تاريكي و وحشت پيش ببرند؛ تاجاييكه ميتوان ادعا كرد، از ميان شاعران معاصر، آنهايي كه در ناخودآگاه خويش، مغلوب كهنالگوي سايه بودند، به شعر پستمدرن روي آوردهاند.
عنوان نشريه
مطالعات ميان رشته اي در علوم انساني
عنوان نشريه
مطالعات ميان رشته اي در علوم انساني
لينک به اين مدرک